۱۳۹۱ اسفند ۲۶, شنبه

خواهر ستار بهشتی: هر چند امنیت نداریم، اما پرونده را دنبال می کنیم




کلمه- گروه خبر: هر چند مسئول رسیدگی به پرونده ستار بهشتی در مجلس شورای اسلامی این پرونده را مختومه اعلام کرده است، اما خانواده این قربانی بازداشتگاه فتابه رغم تهدیدهای انجام شده، پیگیر پرونده قتل خواهند بود.
گوهر عشقی و سحر بهشتی در دیداری که فخرالسادات محتشمی با آنها دیدار کرده است، گفته اند که بعد از تصادف عجیب داماد خانواده که زمین گیر شده است، خواهرش پرونده را دنبال می کند.
با گذشت چندمین ماه از مرگ ستار بهشتی در بازداشتگاه فتا هنوز دادگاهی برای او تشکیل نشده است و تاکنون اظهار نظرهای متناقضی در خصوص پرونده وی از سوی مسئولان و نمایندگان مجلس اظهار شده است.
در آخرین اظهار نظر رسمی که از سوی مهدی دواتگری نماینده مجلس عنوان شد، وی ادعا کرد که این پرونده بسته شده است. در حالی که گیتی پورفاضل، وکیل خانواده بهشتی می‌گوید چنین چیزی صحت ندارد و پرونده هنوز در مرحله مقدماتی است.
مادر ستار بهشتی چندی پیش با اشاره به کندشدن روند رسیدگی به پرونده فرزندش این رویکرد را غیرمنطقی توصیف کرده و گفته بود: متاسفانه تا کنون خبری از رسیدگی به پرونده ستار نیست. قرار بوده بعد از چهلم به پرونده فرزندم رسیدگی کنند، اما الان می گویند شش ماه طول خواهد کشید.
گوهر عشقی گفته است: این سه تا بچه هایم را هم بکشند برایم مهم نیست من پی گیری را ادامه می دهم تا ستارکُشی تمام شود! گوهر خانم می خواهد با تن نحیف خود نقطه پایان بگذارد بر این قصه تلخ. می گوید: آقاستار همه کس من بود. یار و هم دم و پرستار تمام وقت.
آنگونه که مادر ستار بهشتی گفته است ماموران تهدید کرده بودند که آخرین شب جمعه سال آنها بر سر مزار ستار نروند. اما او می گوید که  قرار نیست کسی برای ما تعیین تکلیف کند!  گوهر عشقی گفته است: تعداد مأمورها چندین برابر مابود!
به نوشته همسر سیدمصطفی تاجزاده که در آخرین جمعه سال به دیدار خانواده ستار بهشتی رفته است، سحر به برادرش و به راه و مرام عدالت خواهانه اش افتخار می کند و می گوید: من هیچ ترسی ندارم از پی گیری پرونده ستار هرچند هیچ احساس امنیتی ندارم از بس تهدیدمان کرده اند.
متن این نوشته که در سایت نوروز منتشر شد به شرح زیر است:
آخرین جمعه سال!
جاده شلوغ است. کسانی که دیروز نتوانسته اند به زیارت اهل قبور بروند، سعی می کنند امروز را از دست ندهند. مادر ستار می گوید: تهدیدمان کرده بودند که نرویم امام زاده سر مزار پسرم اما قرار نیست کسی برای ما تعیین تکلیف کند! می گوید: تعداد مأمورها چندین برابر مابود!
صبح جمعه، رباط کریم:
جمعه ها تعطیل است اما جمعه آخر سال که نباید تعطیل باشد. مردم هزار کارناکرده و ناتمام دارند. ما دنبال مغازه ای می گردیم که باز باشد. فروشنده های مغازه های این محل بیشتر زن هستند! سبزه می خریم و ماهی قرمز در تنگ بلور به یاد هدایای نوروزی آقا هدی صابر برای خانواده های زندانیان سیاسی و یک کله قند که شیرین کند کام خانواده ستار بهشتی را و … این بن بست اختصاصی است و سر در خانه تابلوی بزرگی از تصویر آشنای آقاستار مشاهده می شود!
گوهر خانوم می آید استقبال. سحر هم همراه اوست و بنیامین به دنبال سحر. آقا مصطفی داماد خانواده بعد از تصادف عجیبش زمین گیر شده! سحر می گوید: بعد از مصطفی من پرونده برادرم را دنبال می کنم.
گوهر خانوم می گوید: این سه تا بچه هایم را هم بکشند برایم مهم نیست من پی گیری را ادامه می دهم تا ستارکُشی تمام شود! گوهر خانم می خواهد با تن نحیف خود نقطه پایان بگذارد بر این قصه تلخ. می گوید: آقاستار همه کس من بود. یار و هم دم و پرستار تمام وقتم. مادر بیمار است و نیازمند مراقبت دائمی. سحرش باید از راهی دور به کمک مادر بیاید با این پسرک پرشرو شورِ بی قرار که ستار می خواست از او یک مرد درست و حسابی بسازد و حالا تصویرش در سراسر دیوارهای خانه کوچک مادربزرگ هر آن در مردمک چشمان پسرک می نشیند: دایی ستار ورد زبان این کودک نوپاست. پدرش را تهدید کرده بودند که همسرش را هم احضار و بازداشت می کنند. بنیامین با واژه مردانگی در این خانه کوچک که بوی دایی ستارش را می دهد آشنا می شود.
مادر می گوید: آقاستار می دانست که رفتنی است. محبت ها و رسیدگی هایش به من بیشتر شده بود در روزهای آخر و گاهی چیزهایی می گفت که برایم عجیب بود. می گوید: آقاستار خانه را که بادست خودش ساخته بود سروسامان داد و این نقش گچی با گل های قرمز را برایم به یادگار گذاشت روی سقف اتاق که یادش در یادم ابدی شود با هر نگاه به آن!
سحر به برادرش و به راه و مرام عدالت خواهانه اش افتخار می کند و می گوید: من هیچ ترسی ندارم از پی گیری پرونده ستار هرچند هیچ احساس امنیتی ندارم از بس تهدیدمان کرده اند. داماد خانواده از همسرش حمایت می کند و مانع حق خواهی او نمی شود. نامش مصطفی است. می گویم: چه اسم قشنگی! گوهر خانوم می خندد و می گوید: مصطفی ها همه خوش قلب و مهربان و همراهند! من تأیید می کنم. گوهر خانم یک پارچه سیاه انداخته روی تلویزیون و می گوید این تلویزیون چیزی برای تماشا ندارد. ما از دروغ خسته شده ایم. می گوید: صبح از عکس آقاستار روی یخچال شروع می کنم و نگاهش می کنم در تمام این اتاق. خانه کوچک تر از آن است که بشود با اسباب و اثاثیه پرش کرد اما با وجود این عکس های زنده از مرد خانه که مهاجر فی سبیل الله شده و بهشتی شده، خانه به قدر یک ایران بزرگ شده است و ایرانی ها به این جا و به امام زاده مجاور برای زیارت می آیند و حاجت می گیرند.
دلمان نمی آید خداحافظی کنیم. می گویم: مادرجان التماس دعا. با این دل شکسته و رنجور ما را دعا کنید. می گوید: موقع سال تحویل بیایید امام زاده می گوید: بیشتر بیایید پیش ما خوشحالمان می کنید. می گوید شماها که می آیید این جا آقا ستار را زنده تر می بینم. گوهر خانم می گوید: دوستان ستار یک وانت گلدان شب بو برایمان هدیه آورده اند در آستانه بهار. یادگار ببرید به خانه هایتان. شب ها بوی آقاستار می پیچد در خانه! مادر می گوید آقاستار امانت خدا بوده که خودش بازگرفته اما من از خونش نمی گذرم تا ستار بهشتی دیگری درست نشود زیر دست بازجوهای خدانشناس پیراهن صورتی که با پوزخند سر خاک بچه های مردم حاضر شوند بی عذرخواهی از گناه کبیره ای که مرتکب شده اند! گوهر خانم از رنگ صورتی بدش آمده از وقتی که بازجوی صورتی پوش آقا ستارش را برده و او از همان روز سیاه پوش شده است تا وقتی خبر مرگ بچه اش را شنیده و تا همین امروز! من در تمام طول مسیر بازگشت به شکوفه های صورتی فکر می کنم. مبادا گوهر خانوم این شکوفه ها را هم دوست نداشته باشد. مبادا مبادا…
دلمان نمی آید خداحافظی کنیم و بنیامین دلش می خواهد دنبال ما بیاید. ماهی قرمز تنگ بلور او را صدا می زند و شاید هم دایی ستارش. خدا می داند…
ظهر جمعه، اسلام شهر:
ما از رباط کریم می رویم اسلام شهر خانه رسول بداقی، معلم زندانی در رجایی شهر. شهر در تکاپوست. آدم ها پرشتاب می آیند و می روند. درب خانه کوچک آقا معلم شهر را می کوبیم. در حیاط کوچک این خانه نقلی نشانه های خانه تکانی دیده می شود. کدبانوی خانه همزمان نهار درست می کند و خانه تکانی می کند و حواسش به دوقلوهاست که وقتی پدرشان را بردند دو ساله بودند و حالا دارند شش ساله می شوند. و شبنم دیپلمه می شود تا بابا بیاید. ستایش و شکیبا دیروز که جشن نوروز داشته اند بابا را ندیده اند و حالا دلتنگی می کنند. آن ها نزدیک چهار سال است که پدر را در خانه ندیده اند. شبنم دلش می خواهد از معلم هایش بپرسد که یک معلم به چه جرمی باید از زن و بچه و زندگی دور بماند. معلم های شبنم شاید به این سوال جواب دهند و شاید هم آن را میان زمین و آسمان نگاه دارند تا خود مصون بمانند از عواقب حق گویی!
شهر در تکاپوست. مردم خانه هایشان را از گرد و غبار و آلودگی می شویند. آلودگی در خیابان چشم را می زند! زیرپوست شهر غوغاست. ما پشت میز رستورانی در راه نشسته ایم. من چشم ها را بسته ام و به حرف های مادر ستار و خواهرش و شوهر خواهرش و بازیگوشی های بنیامین که هنوز مرد نشده دایی ستارش رفته پیش خدا و به حرف های همسر آقارسول فکر میکنم و راه گلویم بسته شده و لقمه ها سخت پایین می روند!
جمعه شب، مجموعه تئاتر شهر:
حالا میهمان تالار سایه برای دیدن نمایشنامه «غبار» کاری از بهاره رهنما هستم: روایتی زنانه از جنگ. حواسم پیش خانم باکری و آسیه است که امروز عصر، عکس صحنه بازسازی شده شهادت آقا مهدی شان را از عکاس هنرمند آن هدیه گرفتند. حواسم به خانواده جهان آراست که ممدشان نبود تا آزادی خرم شهر را ببیند. حواسم به خرمشهر است که هنوز خرم نشده پس از بیش از سی سال. حواسم به بازی خوب هنرمندان جوان سرزمین مان است. حواسم به آژیر قرمز است که خطر را یادآور می شود و حواسم به پناه گرفتن هاست و آمار کشته های بعد از هر حمله. حواسم به سفره عقد عروس و داماد است که با هلهلۀ زنان خرمشهر شورانگیز شده است. حواسم به هزار جاست و به دوربین و به عکاسی که اگر جادو می کرد و همسرجان را کنار من در این عکس یادگاری قرار می داد، شادی بهار زودرس را ارمغان دل بی قرارم می کرد. بهاره خودش نیست اما کار قشنگش هست و مردم که قدر هنر و هنرمند مردمی و واقعی را می دانند.
خانم باکری زنگ می زند. می گویم: خواهرجان من در یک گوشه پایتخت نمایش جنگی را می دیدم که شما ساعتی پیش تصویری از یک صحنه خارق العاده آن را هدیه گرفتید. می گویم: جایت خالی که این روایت زنانه از جنگ را ببینی! فاطمه خانوم می گوید: دلم شور می زند درست مثل روزهای آغاز جنگ!!! می گویم: به دلت بد نیاور خواهرجان انشاء الله خیر است…
می گویم: با دل رنجور داغدارت ما را دعا کن موقع سال تحویل.
مادر شهید محسن تاجزاد زنگ می زند و می گوید: کجایی دنبالت می گردم. می گویم درخدمتم شما امر بفرمایید. برایشان از هرند کماج رسیده و او سهم همسرجان را کنار گذاشته می گوید: شاید فردا که آخرین ملاقات امسال است بتوانی به او بدهی شیرین کام شود. همه یاد فرزند شهیدش در یادم می نشیند. خودم را در ترافیک شام گاه جمعه می رسانم به اختیاریه جنوبی و به خانه شهید پناه می برم. این مادر هم دعاگوی همه اسرای مظلوم است. مانند مادر ستاربهشتی و همسر حمید باکری. چه جمعه بابرکتی شد این جمعه آخر سال! روز خانواده شهدا. روز مادرها و همسر و فرزند شهید.
به فال نیک می گیرم!

در مناطق زلزله زده هنوز همه چیز آرام نیست؛ صدا و سیما مشکلات مردم را مطرح نمی کند


چکیده :چند ماه از زلزله زهان گذشت طی این مدت در ظاهر همه چیز آرام به نظر می‌رسید اما حرف مردم زهان چیز دیگری را بیان...

چند ماه از زلزله زهان گذشت طی این مدت در ظاهر همه چیز آرام به نظر می‌رسید اما حرف مردم زهان چیز دیگری را بیان می‌کند.
به گزارش ایسنا، زن و فرزند کنار هم جلو کانکسی سفید، رو به آفتاب نشسته‌اند و نگارگر مردانند که آن سوی رودخانه خشک مشغول ساخت خانه‌های به اصطلاح اسکلتی هستند.
روستاییان این دیار پیش از زلزله شغل‌شان گله‌داری و کشاورزی بود. کشاورزی در کوهسارها و بیابان خشک و کم آب و علف اما در آن شب تلخ ۸۰ درصد گوسفندانشان تلف شدند.
از همان شب کابوس آغاز شد … زندگی در برف و باران، سرما و سوز خنکی، گل و لای و کفش‌های پاره، تاریکی و … چند صباحی زندگی در چادر، می‌گذرد. از نفس هم گرم می‌شوند دمشان گرم چه همتی. هر کس دیگری جایشان بود، در این شرایط فلنگ را می‌بست و الفرار رو به شهر… اما روستاییان خراسان‌جنوبی انسان‌هایی قانع و صبورند.
زندگی در کویر و طبیعت خشک درس صبوری و قناعت را برایشان خوب تدریس کرده است. آموخته‌اند که در شرایط سخت مانند نباید روحیه خود را از دست بدهند و محیط را ترک کنند.
دانشجویان جهادی دانشگاه پیام نور بیرجند امسال تصمیم گرفتند تا تعطیلات پس از امتخانات ترم اول‌شان را در کنار مردم زلزله‌زده زهان بگذرانند. ما هم به همراه تنی چند از دانشجویان سری به این جهادگران زدیم.
ساعت ۹ صبح رسیدیم «اوجان» آخرین روستای قبل از «شاج». تا اینجا جاده آسفالت بود و مشکلی نبود اما از این به بعد باید توی خاکی می‌رفتیم. گروه راهسازی سخت مشغول کار بودند و جاده تقریباً ۷۰ درصد پیشرفت فیزیکی داشت.
پس از گذشت ۴۰ دقیقه رانندگی در جاده‌ی خاکی سفیدی کانکس‌ها نمایان شد بچه‌های دبستان شهید «ناصر شاکری» نخستین کسانی بودند که به استقبال‌مان آمدند.
کمبود حمام عمومی نخستین مشکل
زن و فرزند کنار هم جلوی کانکسی سفید، رو به آفتاب نشسته‌اند و نگارگر مردانند که آن سوی مشغول ساخت خانه‌های به اصطلاح اسکلتی هستند این نخستین صحنه‌ای بود که در بدو ورود به شاج دیدیم…
در گوشه‌ای از روستا شماری از نیروهای دانشجوی بسیجی مشغول کمک‌رسانی به یکی از اهالی هستند که قصد دارد بتن‌ریزی خانه‌اش را انجام دهد در آن سو دو دانشجو مشغول شستن منزل چادری یکی از اهالی در داخل استخر هستند.
سراغ محل اسکان دانشجویان را گرفتیم گفتند بچه‌ها در کانکسی سفید سمت راست جاده اسکان دارند.
«هادی پرتوی» مسوول این گروه جهادی نخستین عضو از گروه جهادی بود که به استقبال‌مان آمد فرصت را ارزش دانسته و با او همکلام شدیم.
آمده‌ایم بسازیم تا ساخته شویم
پرتوی می­‌گفت: سومین دفعه است که به اردوهای جهادی می‌آیم و کمک‌رسانی به محرومان را مهم‌ترین وظیفه خود می‌دانم.
وی تنها هدف خود از سفر به روستاها و مناطق محروم، رضایت مردم که همانا رضایت خداوند است، دانست و افزود: آمده‌ایم بسازیم تا ساخته شویم. انسان در این اردوها می‌تواند خود را بسازد و با خودسازی به خدا نزدیک‌تر شود.
مسوول گروه جهادی دانشگاه پیام نور بیرجند با اشاره به مشکلات مردم گفت: مهم‌ترین مشکل مردم در این روستا کمبود نیرو برای ساخت و ساز خانه‌های تخریب شده است. روز نخست که به روستا وارد شدیم اهالی باور نمی‌کردند که بچه‌های گروه جهادی برای ساخت و ساز آمده‌اند و رایگان کار می‌کنند. گفتند ما پول نداریم که به شما بدهیم اگه برای کارگری آمده‌اید از همین اینجا برگردید! دار و ندارمان همان زرشک و گوسفند بود که هر دو زیر آوار ماند.
وام ۱۲ میلیونی مهم‌ترین مطالبه‌ی زلزله‌زده‌ها
شاکری یکی از اهالی شاج می‌گفت: مسوولان در روزهای نخست زلزله به مردم قول وام ۱۲ میلیونی قرض‌الحسنه با کارمزد ۴ درصد را دادند اما حال پس از گذشت دو سه ماه جز تعداد اندکی که در همان روزهای اول زلزله برای گرفتن وام اقدام کردند بقیه هیچ وامی دریافت نکردند.
او ضمن تشکر از زحمات هلال احمر می‌گفت: شب اول زلزله، هلال احمر حضور فعالی در منطقه داشتند و از همان ساعات اولیه پس زلزله در منطقه حاضر شدند.
وی ادامه داد: استاندار خراسان‌جنوبی در سفری که به شاج داشت، گفت: وام ۱۲٫۵ میلیون تومانی کفاف مردم را نمی‌کند و باید ۲ میلیون بلاعوض نیز در نظر گرفته شود.
شاکری افزود: در مورد تهیه‌ی مصالح مردم خیلی اذیت می‌شوند. مصالح را باید ما نقد بخریم و بتن‌ریزی سقف انجام شود سپس تازه برای آزادسازی قسط اول وام اقدام می‌شود بعدش هم باید چند روز دنبال آزادسازی وام بدویم. در این گرانی بازار مصالح و آهن کسی حاضر نیست به ما قسطی مصالح بفروشد! مصالح‌فروشان می‌گویند: اول پول بعد مصالح، ما هم که هر چه پس‌انداز داشتیم خرج کردیم، گوسفند و زرشک تمام دار و ندار ما بود که زیر آوار ماند و تلف شد.
وی کمبود حمام عمومی را مشکل دیگر دانست و گفت: فقط ۲ نمره حمام گذاشتند که مردم باید نوبت بگیرند که البته همین هم جای تشکر از مسوولان دارد. اما این روستا ۵۰ خانوار با حدود ۲۰۰ نفر جمعیت و دوری حمام مشکل‌ساز شده است.
یکی دیگر از اهالی روستا شاج می‌گوید: خانه‌ام در مرحله آجرچینی است. ۴ میلیون تومان وام مرحله اول را آزاد کردن اما برای مرحله دوم گفتن پول نیست. بانک زهان نیز اعلام کرده هیچ پولی نیامده، ۵۰ میلیون تومان خودمان داشتیم که دادیم و حالا دیگر هیچ پولی نداریم.
فرد دیگری از شاج با بیان اینکه تاکنون بیش از ۱۰ میلیون تومان برای ساخت خانه‌اش خرج کرده است، می‌گوید: تاکنون هیچ ریالی به ما نداده‌اند بانک زهان گفته برای زلزله هیچ اعتباری نیامده! این‌که گفتند برای ساخت خانه‌های تخریب شده در زلزله وام می‌دهیم، اینها همه حرف است.
او می‌افزاید: مسوولان گفته‌اند که کارمزد وام ۳ تا ۴ درصد است اما الان بانک گفته اگر اعتباری برای زلزله آمد، با کارمزد ۶ درصد به شما پرداخت می‌کنیم و اگر نیامد وام‌های ما کارمزدش ۲۱ درصد است.
نارضایتی اهالی شاج در عملکرد صدا و سیمای استان در انعکاس حرف مردم
پیرمردی که از محاسن و صورتش پیداست بالای ۶۰ سال سن دارد جلو می‌آید و می‌گوید: الان چند ماه از زلزله گذشته، آوار ریخته در جوی آب و دیگه نمی‌تونیم آبیاری کنیم. ۱۰ بار به فرمانداری، بخشداری و اداره جهاد کشاورزی تماس گرفتیم که آب قنات ما بیهوده به هدر می‌رود کاری کنید! اما هیچ یک پاسخی به ما نمی‌دهند. بیل میکانیکی فقط ۳ روز در روستا بود بعدش رفت الان خیلی از خانه‌ها هم‌چنان تخریب شده مانده است.
وی با انتقاد از عملکرد صدا سیما در انعکاس حرف مردم شاچ، می‌افزاید: «از صدا و سیما چند دفعه آمدن و تصویربرداری کردن و گزارش گرفتن، اما حرف‌هایی که ما گفتیم رو پخش نمی‌کنند».
براستی آیا سر زدن به زلزله‌زده‌ها و وعده و وعیدها کمکی به این قشر زحمتکش می‌کند؟!

عضو خبرگان خطاب به دولت: برای مردم کاری نکردید، از این همه دروغگویی خجالت نمی کشید؟!


چکیده :در حالی که دروغ به یکی از عادات مسئولان تبدیل شده است، یکی از اعضای مجلس خبرگان با انتقاد شدید از دروغگویی مسئولان گفته است: واقعا برای مردم کاری نکرده‌اند. قیمت‌ها را بالا می‌برند و بعد مقداری آن را پایین می‌آورند و مدعی می‌شوند که قیمت‌ها را پایین آوردیم. این مسئولان خجالت نمی‌کشند که اینقدر با دروغگویی های خود، مردم را مسخره...

کلمه- گروه خبر: در حالی که دروغ به یکی از عادات مسئولان تبدیل شده است، یکی از اعضای مجلس خبرگان با انتقاد شدید از دروغگویی مسئولان گفته است: واقعا برای مردم کاری نکرده‌اند. قیمت‌ها را بالا می‌برند و بعد مقداری آن را پایین می‌آورند و مدعی می‌شوند که قیمت‌ها را پایین آوردیم. این مسئولان خجالت نمی‌کشند که اینقدر با دروغگویی های خود، مردم را مسخره می‌کنند.
میرحسین موسوی از همان ابتدای مبارزات انتخاباتی بارها نسبت به گسترش دروغ در میان دولتمردان و مسئولان تذکر داده و گفته بود: همه باید بدانند گسترش دروغ با این ابعاد میتواند یکی از علائم زوال یک نظام محسوب شود.
عضو مجلس خبرگان رهبری گفته است: تحریم‌ها و کج اندیشی‌های داخلی زمینه ساز بعضی مشکلات در کشور شده است اما بزرگ‌ترین مشکل امروز ما سوء مدیریت‌هاست
حسن ممدوحی در گفت‌و‌گو با نامه با تاکید بر مشکلات اقتصادی مردم گفت: رئیس دولت و اعضای دولت مانور می‌دهند که اوضاع اقتصادی مردم خوب است ولی ما می‌بینیم که مشکلات به مردم فشار آورده است و زندگی را سخت کرده است.
این عضو خبرگان هفته گذشته نیز از پیام احمدی نژاد برای چاوز انتقاد کرد و تصریح نمود که رجعت یک بحث تخصصی است.
وی این بار نیز با انتقاد از دولت گفته است: واقعا برای مردم کاری نکرده‌اند. قیمت‌ها را بالا می‌برند و بعد مقداری آن را پایین می‌آورند و مدعی می‌شوند که قیمت‌ها را پایین آوردیم. این مسئولان خجالت نمی‌کشند که اینقدر با دروغگویی های خود، مردم را مسخره می‌کنند.
عضو مجلس خبرگان رهبری با اشاره به پایین آمدن قیمت خودرو تصریح کرد: قیمت خودرو به صورت نجومی بالا رفت و بعد آن را پانصد هزار تومان ارزان کردند یا وقتی قیمت دلار از ۳۵۰۰ تومان می‌شود سه هزار تومان، آیا واقعا این پایین آمدن قیمت است یا فریب دادن مردم؟ آیا آنها می‌توانند به چهره مردم نگاه کنند.
ممدوحی ادامه داد: درست است، تحریم‌ها و کج اندیشی‌های داخلی زمینه ساز بعضی مشکلات در کشور شده است اما بزرگ‌ترین مشکل امروز ما سومدیریت‌هاست و دولتمردان می‌توانند مشکلات را حل کنند.
عضو جامعه مدرسین با اشاره به برگزاری نمایشگاه‌های بهاره از سوی دولت گفت: این نمایشگاه‌ها از نظر قیمت هیچ تفاوتی با بازار ندارد و هیچ کمکی به رفع مشکلات معیشتی و خرید‌های عیدانه مردم نکرده است و همچنان وضع معیشتی مردم تاسف بار است.
وی با بیان این سوال که چرا قیمت پسته بالا رفته است؟ تصریح کرد: قیمت پسته دو برابر شد. سوالی که اینجا مطرح است این است که آیا پسته را از خارج وارد می‌کنند؟ آیا برای پسته دلار خرج کرده‌اند؟ که قیمت پسته در عرض چند روز دوبرابر و یا سه برابر شده است.
استاد حوزه علمیه قم با منفی خواندن نمره دولت در اقتصاد گفت: اقشار مختلف مردم و علما از وضع موجود رضایت ندارند و باید با مسئولین صحبت کرد و آنها را نصیحت کرد که تمام تلاش خود را انجام دهند که مشکلات معیشتی مردم را حل کنند که رضایت خدا هم در این کار است.
ممدوحی ادامه داد: ظرفیت کشور ما بسیار زیاد است و می‌شود از تمام این ظرفیت‌ها برای اعتلای ایران استفاده کرد و این کار در توان دولت است اما طی سال‌های اخیر دولت کارهایی کرده است که موجب تاثر شدید انسان می‌شود. کشور ما با این ظرفیت و استعداد باید وضعش خیلی بهتر از این ها باشد.

۱۳۹۱ اسفند ۲۳, چهارشنبه

قوه قضاییه درخواست خانواده هاله سحابی را بی پاسخ گذاشت/ پرونده قتل با وجود شاهد و سند، مختومه شد



همسر هاله سحابی در مصاحبه با “روز” اعلام کرد که علیرغم شهادت ۴ شاهد، دادگاه بدون بررسی فیلم‌ها و عکس‌های دوربین‌های حاضر در محل، مرگ هاله سحابی را مرگ عادی عنوان و پرونده را مختومه کرده است.
تقی شامخی گفت که خانواده هاله سحابی در نامه‌ای به رئیس قوه قضائیه خواستار بررسی فیلم‌ها و عکس‌های دوربین‌های موجود در محل واقعا شده‌اند اما تاکنون پاسخی به نامه و درخواست آن‌ها داده نشده است.
او در عین حال پی گیری پرونده را وظیفه خود و خانواده خانم سحابی دانست و گفت کسی که در روز تشییع پیکر عزت الله سحابی، ضربه را به هاله سحابی وارد کرد باید به خاطر‌‌ همان ضربه مورد محاکمه قرار گیرد.
هاله سحابی، عضو مادران صلح و فرزند عزت الله سحابی، ۱۱ خردادماه ۹۰ در جریان تشییع پیکر پدرش جان باخت و شبانه به خاک سپرده شد.
رسانه های حکومتی مدعی شدند که خانم سحابی بر اثر ایست قلبی درگذشته اما همان زمان شاهدان عینی گفتند که برخوردهای ماموران امنیتی و انتظامی در جریان تشییع پیکر آقای سحابی، عامل جان باختن هاله سحابی است.
خانواده هاله سحابی خواستار روشن شدن چگونگی جان باختن او شدند و خرداد ماه ، دادگاهی برای رسیدگی به شکایت آنها تشکیل شد؛ دادگاهی که شاهدان جان باختن خانم سحابی با حضور در آن در این زمینه شهادت دادند. اکنون تقی شامخی ، همسر هاله سحابی از مختومه شدن پرونده شکایت شان در دادسرای کارکنان دولت خبر می دهد و به “روز” می گوید: ما پرونده را از مسیر قضایی پی گیری کردیم. وکیل ما هم به دادگاه گفته بود که “ما علت مرگ را در اثر ضربه ای میدانیم که به خانم سحابی زده شد و برای این مساله شهودی هم داریم و شما هم فیلم ها و عکس هایی در اختیار دارید که با بررسی آنها خیلی مسائل روشن می شود و خوستار بررسی آنها و اقدام قضایی در این زمینه هستیم”. در روند دادگاه شهود ما را خواستند و ما ۴ نفر شاهد را معرفی کردیم آنها در دادگاه حاضر شدند دو نفر مستقیما گفتند که دیده اند فرد ضربه را زد و در جمعیت مخفی شد. دو نفر دیگر گفته بودند که فردی که ضربه را زد ندیده اند اما خود ضربه و افتادن خانم سحابی پس از این ضربه را دیده اند.
آقای شامخی می افزاید: به ما گفتند که در بررسی های اولیه شما کالبدشکافی نخواستید و همان موقع شکایت نکردید. گفتیم وقتی فاجعه اتفاق افتاد ما درگیر جنازه و ختم و مسائل مربوط به آن بودیم. از پزشکی قانونی اظهارنظر خواسته بودند که پزشکی قانونی جواب داده بود چون کالبدشکافی نشده نمی توانند نظر بدهند. از پزشک معتمد هم سئوال کردند که او هم به دادگاه گفته بود که آثار ضرب و شتم در بدن خانم سحابی ندیده است. دادگاه پس از اخذ شهادت شهود ما نظر قطعی و غیرقابل استیناف صادر و اعلام کرد که “رابطه علیت بین فوت و علت واقعه وجود ندارد. هرچند ضربه زده شده باشد و نظر شهود درست باشد اما چون رابطه علیت وجود ندارد لذا رابطه مستقیمی وجود ندارد و ما دلیلی نمی بینیم که عکس ها و فیلم های دوربین های حاضر در محل را ببینیم. مرگ عادی بوده و پرونده مختومه می شود”.
از آقای شامخی می پرسم نظر قطعی و غیرقابل استیناف بدین معنی است که شما امکان تجدیدنظرخواهی نسبت به حکم صادره از سوی دادگاه را ندارید؟ او می گوید: بله همین طور است اما ما پی گیری را وظیفه خودمان میدانیم و پی گیر هستیم. در این زمینه نامه ای به رئیس قوه قضائیه نوشتیم و یادآوری کردیم که اتفاقاتی که افتاده بدین روال بوده و از ایشان خواستیم استفاده از فیلم ها و عکس ها در دستور کار قرار بگیرد اما تاکنون هیچ پاسخی به درخواست ما داده نشده است.
همسر هاله سحابی سپس می گوید: با توجه به رای دادگاه که موضوع شهادت شهود و ضربه وارده به خانم سحابی را می گوید “فرض کنیم اینطور باشد”، ما بنا داریم مجددا طرح دعوی کنیم و خواستار این هستیم کسی که ضربه زده به خاطر همان ضربه مورد محاکمه قرار گیرد و در این زمینه پی گیری قانونی صورت گیرد. امیدوار هم هستیم که پی گیری های ما روزی به نتیجه برسد و علت واقعی روشن شود.
آقای شامخی می افزاید: خانواده هاله سحابی به عنوان اولیای دم پی گیری پرونده را وظیفه خود میدانند و تا روزی که به نتیجه برسند این مرگ فاجعه آمیز را پی گیری خواهند کرد. تاکنون هم ما صحبتی نکرده بودیم برای اینکه امیدوار بودیم رئیس قوه قضائیه پاسخی به درخواست ما بدهد و پرونده مسیر دیگری طی کند ولی الان چند ماه گذشته و از طرف ایشان پاسخی نرسیده و استنباط ما این است که در نظر ندارند به نامه و درخواست ما پاسخی دهند اما ما از طریق همه مراجع قانونی داخل کشور پی گیری را ادامه خواهیم داد.
حامد منتظری، نوه آیت الله منتظری یکی از شهودی بود که در دادگاه شهادت داد. او پیشتر اعلام کرده بود حاضرست در هر دادگاهی شهادت دهد که “در جریان تشییع پیکر مرحوم مهندس عزت الله سحابی شاهد ضربه‌ای به بالاتنه خانم هاله سحابی بوده که پس از آن خانم هاله سحابی به حالت غش بر زمین افتاد و فرد ضارب بلافاصله خود را در میان مامورین نیروی انتظامی و لباس شخصی که در پشت سر او بودند کشید و از صحنه فرار نمود”.
آقای منتظری پس از شهادت در دادگاه به “روز” گفته بود: من و سه نفر دیگر به عنوان شاهد حضور یافتیم و شهادت دادیم. به ما گفتند مشاهدات تان را بنویسید و من هر آنچه اتفاق افتاده بود و شاهد بودم را نوشتم. بعد پرسیدند فردی که ضربه را زده بود می شناسید؟ گفتم خیر.
حامد منتظری افزوده بود: جالب بود که بعد از ما پرسیدند آیا ضربه را علت فوت میدانید؟ من نوشتم که به نظرم ضربه منجر به فوت شده. بعد گفتند دقیق تر بنویس که ضربه به کجا خورده. نوشتم که به بالاتنه ایشان خورد به سمت سینه اما دقیق تر نمی توانم بگویم.
هاله سحابی در حالی در مراسم تشییع پدرش جان باخت که چند روزی از زندان به مرخصی آمده بود. او ساعاتی پیش از جان باختن در مصاحبه با روز از صلح و فرو خوردن خشم و پرهیز از انتقام جویی گفته بود و امیدهایی که پدرش به جنبش سبز داشت.
خانم سحابی در بهشت فاطمیه روستای گلندوک لواسان، در کنار پدرش آرام گرفت. پس از جان باختن او، هدی صابر و دلیرثانی دو زندانی ملی مذهبی در اعتراض دست به اعتصاب غذا زدند؛ اعتصابی که منجر به ضرب و شتم و جان باختن هدی صابر شد.

رتبه گردشگری ایران در میان ۱۱ کشور منطقه: دهم!


صنعت گردشگری و سفر ایران در میان ۱۱ مقصد گردشگری منطقه خاورمیانه در فهرست اقتصاد رقابتی سفرو گردشگری در سال ۲۰۱۳ ، رتبه ۱۰ را بدست آورد. طبق این جدول ایران درمیان تمام کشورهای منطقه از مصر نیز که در رتبه ۸۵ جهانی است، پایین‎تر است و تنها بر کویت پیشی دارد.
به گزارش خبرگزاری میراث فرهنگی، این گزارش دوسالانه شامل تجزیه و تحلیل طبقه بندی ایندکس رقابت در صنعت سفر وگردشگری است که براساس محاسبه فاکتورها و سیاست گزاری‌ها در اموری چون مقررات و قوانین سیاسی، محیط زیست و طبیعت پایدار ، توسعه زیرساخت‎های گردشگری، برخورداری از ذخایر طبیعی و فرهنگی ودیگر معیارهاست .
طبق این جدول ایران از نظر شاخص‎های رقابتی در زمینه مقررات وقوانین و سیاستگزاری‎ها در ردیف ۱۲۴ از نظر پایداری محیط زیست رتبه ۱۰۱ از نظر امنیت و سلامت گردشگری رتبه ۱۰۶ از نظر بهداشت و سلامت در رتبه ۷۹ از نظر اولویت بخش سفرو گردشگری رتبه ۱۳۰ از نظر حمل ونقل هوایی رتبه ۱۰۲، از نظر حمل و نقل زمینی رتبه ۷۶ از نظر زیرساخت‌های توریستی، رتبه ۱۳۳، از نظر زیرساخت و فناوری‎های نوین ارتباطی رتبه ۹۳ از نظر قیمت رقابتی در صنعت سفر و گردشگری رتبه ۱ و از نظر شاخص ذخایر نیروی انسانی رتبه ۸۷ و در زمینه اولویت و علاقمندی به سفرو گردشگری رتبه ۱۲۸ و در زمینه شاخص‌های مرتبط با ذخایر طبیعی رتبه ۷۴ و در شاخص‎های مرتبط با ذخایر فرهنگی، رتبه ۴۵ جهانی را داراست.
طبق همین گزارش در منطقه خاورمیانه کشورهای امارات متحد عربی، قطرو بحرین بالاترین رتبه را بدست آورده‎اند. کشورهای عمان، اردن، سعودی، لبنان، مراکش، مصر در ردیف‎های بعدی جدول خاورمیانه جای دارند. ایران پس از مصر و قبل از کویت در پایین‎ترین رتبه جدول جای گرفته‌اند.
کشور امارات متحده عربی در سطح جهانی درردیف ۵۰ کشور برتر است که رتبه ۲۸ را آورده و ازا ین نظر بر ترکیه نیز برتری دارد. کشور قطر نیز که رتبه دوم را در منطقه خلیج فارس بدست آورده، در ردیف ۴۱ جدول جهان قرار دارد. عربستان سعودی در ردیف ۶۲ جهان است.
کشور بحرین نسبت به دو سال قبل ۱۵ رتبه تنزل داشته است. کشور مصر نیز با رتبه ۸۵ به رغم ده درجه تنزل نسبت به دو سال پیش، همچنان در رتبه بندی رقابتی گردشگری و سفر بر ایران برتری دارد. به جز کویت سایر کشورهای عمدتا عرب منطقه از نظر معیارهای مورد نظر در تعیین این جدول، برایران برتری دارند.
کشور کویت در رتبه ۱۰۱ از ۱۴۹ کشور جهان است که در منطقه تنها کشوری است که جایگاه آن از ایران پایین‌تراست. کشور کویت در سال ۲۰۱۱ در رتبه ۹۵ بود اما به دلیل بروز ناآرامی‎های سیاسی جاری دراین کشور، شش درجه تنزل کرده است.
این گزارش که هر دوسال یک بار منتشر می‎شود ، ضمن معرفی کشورهای مختلف و رتبه بندی آن‌ها، به بررسی توان بالقوه صنعت سفر و گردشگری در رشد و انعطاف اقتصادی و نقشض آن در ایجاد اشتغال می‌پردازد. و ازد یگر سو فاکتورهایی که می‌تواند سبب ادامه یا توقف یا کندی روند رشد شود درهر کشور مشخص ورتبه بندی می‌کند.
سوییس که درسال ۲۰۱۱ نیز رتبه نخست جهانی را بدست اورده بود، درمیان جدول ۵۰ کشور برتر اقتصادهای رقابتی درصنعت گردشگری و سفر با کسب رتبه نخست همچنان در صدر جدول جهان است .
صنعت گردشگری و سفر در کشورهای آلمان، استرالیا و اسپانیا درردیف‎های بعدی و سپس بریتانیا ،امریکا، فرانسه ، کانادا، سوئد، سنگاپور، نیوزیلند، هلند، ژاپن و هنگ کنگ نیز به ترتیب در ردیف های بعدی جدول رقابتی سفر و گردشگری جهان جای دارند.
گردشگری ترکیه نیز با ۴ رتبه رشد در جدول ۱۴۰ کشور برتر جهان، به رتبه ۴۶ رسید.

شرق تهران لرزید/ زلزله ۳۷ کیلومتر تا پایتخت



دو زمین‏ لرزه ساعتی پیش شرق استان تهران را لرزاندکه یکی از آنها در پردیس رخ داد.
ساعاتی پیش، شهر جدید پردیس و حومه کیلان در استان تهران لرزید.
زلزله خفیفی حوالی شهرستان پردیس از توابع استان تهران را لرزاند.
این زمین‌ لرزه در ساعت ۱۵ و ۲۲ دقیقه و ۹ ثانیه بعد از ظهر امروز به وقت محلی رخ داد و شدت آن ۱٫۸ درجه در مقیاس امواج درونی زمین (ریشتر) ثبت شده است.
این زمین‌لرزه در موقعیت جغرافیایی با عرض شمالی ۳۵٫۶۶ درجه و طول شرقی ۵۱٫۸۰ درجه ثبت شده است.
این زلزله در ۹ کیلومتری پردیس، ۱۳ کیلومتری رودهن، ۱۲ کیلومتری بومهن و ۳۷ کیلومتری تهران رخ داده است.
این زمین‌لرزه در عمق چهار کیلومتری زمین رخ داده است.
پردیس یکی از شهرهای اقماری جدید تهران و پرجمعیت ‏ترین منطقه مسکونی شمال ‏شرق این استان محسوب می‏شود.
این شهر در فاصله ۲۰ کیلومتری پایتخت و دامنه رشته کوه‏های البرز قرار گرفته است.
بر اساس آخرین سرشماری اعلام شده (سال ۸۵) جمعیت این شهر ۵۸ هزار نفر است که طبق طرح جامع، تا ۶۰۰ هزار نفر را در خود پذیرا خواهد بود.
همچنین زلزله خفیف دیگری حوالی کیلان از توابع استان تهران را لرزاند.
این زمین‌ لرزه در ساعت ۱۵ و هفت دقیقه و ۱۷ ثانیه بعد از ظهر امروز به وقت محلی رخ داد و شدت آن ۱٫۶ درجه در مقیاس امواج درونی زمین (ریشتر) ثبت شده است.
این زمین‌لرزه در موقعیت جغرافیایی با عرض شمالی ۳۵٫۵۱ درجه و طول شرقی ۵۲٫۲۸ درجه ثبت شده است.
این زلزله در ۱۱ کیلومتری کیلان، ۲۷ کیلومتری ایوانکی، ۲۹ کیلومتری آبسرد و ۸۲ کیلومتری تهران رخ داده است.
این زمین‌لرزه در عمق شش کیلومتری زمین رخ داده است.
وقوع این زمین‌لرزه ‏ها را شبکه لرزه‌نگاری شرق تهران وابسته به مؤسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران تأیید کرده است.

رییس زندان اوین در فهرست تحریم‌های اتحادیه اروپا قرار گرفت


وزرای خارجه اتحادیه اروپا در نشست روز دوشنبه در بروکسل ضمن تمدید تحریم‌ها علیه مقامات ایرانی، نام ۹ شخصیت ایرانی دیگر را نیز به فهرست سیاه خود اضافه کردند.
به گزارش فارس به نقل از رویترز، اتحادیه اروپا نام برخی از افرادی را که به فهرست تحریم‌ها این اتحادیه اضافه‌ شده‌اند، اعلام کرد.
مدیر شبکه «پرس‌تی‌وی» و رییس اتاق خبر این شبکه، رییس زندان اوین، دادستان ساری، دو قاضی خوزستانی، معاون دادستان شیراز، دبیر کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه رایانه‌ای و یک قاضی دادگاه تبریز، از جمله نفراتی‌اند که نام آنها وارد این فهرست شده است.
«علی اشرف رشیدی» رییس زندان اوین، «محمد سرفراز» مدیر شبکه «پرس‌تی‌وی» و یک مدیر دیگر این شبکه، «مرتضی کیاستی» و «محمد باقر موسوی» دو قاضی خوزستانی، دادستان ساری، معاون دادستان شیراز، دبیر کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه رایانه‌ای و یک قاضی دادگاه تبریز، نفراتی‌اند که نام آنها وارد این فهرست شده است.
پلیس فتای ایران هم نهادی است که اتحادیه اروپا نام آن را در فهرست سیاه خود قرار داده است. وزرای خارجه اتحادیه اروپا در نشست خود در بروکسل، تحریم‌ها علیه مقامات ایرانی را یکسال دیگر تمدید کردند. در این نشست همچنین نام ۹ مقام ایرانی دیگر به فهرست تحریم‌ها افزوده شد. افرادی که نام آنها در این فهرست باشد، از ورود به کشورهای عضو اتحادیه اروپا منع شده و حساب‌های آنها در بانک‌های اروپایی مسدود می‌شود.