۱۳۹۲ آبان ۱۱, شنبه

هشدار وزیر بهداشت؛ وضعیت “سلامت” بحرانی است

چکیده :اظهارات هشدارگونه وزیر بهداشت از شرایط سخت حوزه بهداشت و درمان کشور، حاکی از این است که وضعیت "نظام سلامت" به مراتب بحرانی تر از آن چیزی است که احساس می شد با تامین داروهای بیماران خاص و صعب العلاج، به آرامش برسد....

اظهارات هشدارگونه وزیر بهداشت از شرایط سخت حوزه بهداشت و درمان کشور، حاکی از این است که وضعیت “نظام سلامت” به مراتب بحرانی تر از آن چیزی است که احساس می شد با تامین داروهای بیماران خاص و صعب العلاج، به آرامش برسد.
به گزارش مهر، بعد از گذشت نزدیک به ۸۰ روز از شروع به کار وزیر بهداشت دولت یازدهم، مشکلات حوزه سلامت یکی پس از دیگری نمایان می شود به طوریکه مصاحبه های وزیر با رسانه ها و انتقاد از کمبود بودجه و اعتیارات وزارتخانه در ماههای پایانی سال، حکایت از این واقعیت دارد که روزهای سختی در انتظار “سلامت” است.
برآوردها از صحبتها و گفته های مدیران ارشد وزارت بهداشت درباره کمبودها و مشکلات حوزه بهداشت و درمان، نشان می دهد که در چند ماه پایانی سال جاری، کار چندانی نمی توان برای بهبود شرایط حوزه سلامت انجام داد. این، موضوع را می توان از لابه لای اظهارات صریح وزیر و معاونان وزارت بهداشت، متوجه شد. به طوریکه طاهر موهبتی معاون حقوقی و امور مجلس وزارت بهداشت گفته است کاهش بودجه ۴۰ درصدی بخش پیشگیری از بیماریها در سال ۹۲ در مقایسه با سال ۹۱ هشدار جدی برای بخش سلامت است که اگر به آن پرداخته نشود باید هزینه های بیشتری را در حوزه درمان داشته باشیم.
این در حالی است که رئیس جمهور و سایر وزرای دولت یازدهم نیز از کسری بودجه سال ۹۲ و کمبودهایی که در زمینه تامین اعتبارات در ماههای پایانی سال وجود دارد، گلایه و انتقاد دارند.
به گفته معاون وزیر بهداشت، در حال حاضر ۷۰ درصد هزینه های درمان از جیب مردم پرداخت می شود و این در حالی است که باید تا دو سال آینده بر اساس سند چشم انداز توسعه سهم مردم از پرداخت هزینه های درمانی باید به ۳۰ درصد برسد.
موهبتی به این نکته نیز اشاره دارد که از ۵۶ هزار میلیارد تومان هزینه حوزه سلامت در کشور، ۴۰ هزار میلیارد تومان در بخش درمان هزینه می شود که از این میزان ۵ هزار میلیارد تومان از اعتبارات دولتی استفاده می شود و ۹ هزار میلیارد تومان توسط بیمه ها پرداخت می شود.
در همین حال، دکتر سیدحسن هاشمی وزیر بهداشت با عنوان این مطلب که رهبری، رئیس جمهور و بخشی از دولت که مرتبط با نظام سلامت است در جریان مشکلات موجود این بخش هستند، گفته است که اگر نتوانیم خدمات را به قیمت واقعی عرضه کنیم و بیمه ها نیز منابع تامین آن را نداشته باشند همه بیمارستانهای کشور کاملا ورشکسته می شوند، هرچند در حال حاضر نیز با این شرایط فاصله چندانی ندارند.
وی با اشاره به کسر بودجه ۸ هزار میلیارد تومانی وزارت بهداشت در سالجاری، عنوان داشته است که ما به ازای هر شبانه روز هزینه ۲۸۵ هزار تومانی تختهای بیمارستانی، ۲۴۰ هزار تومان از بیمه ها دریافت می کنیم، سالانه هم ۲۳ میلیون تخت روز بستری در کشور داریم، بنابراین باید با واقعی شدن تعرفه خدمات پزشکی و گسیل داشتن منابع ناشی از هدفمندی یارانه ها به بیمه ها بتوانیم این وضعیت را مهار کنیم.
وزیر بهداشت با گفتن این جمله که وزارت بهداشت بیمار است و نیاز به درمان دارد، اعتبارات ناکافی وزارتخانه را مانع به انجام رساندن ماموریتهای وزارت بهداشت عنوان داشته و گفته است که از ۲۰۰۰ میلیارد تومان اعتبار اختصاص یافته برای اجرای طرح پزشک خانواده تنها ۲ درصد آن محقق شده است که بعید است این میزان تا آخر سال به ۴ یا ۵ درصد برسد.
هاشمی ادامه داد: وزارت بهداشت هم اکنون حدود ۷ هزار میلیارد تومان بدهی دارد که به انضمام سه هزار میلیارد تومان بدهی سالهای قبل، کسری بودجه وزارت بهداشت به حدود ۱۱ هزار میلیارد تومان می رسد. از این رو می توان گفت وزارت بهداشت که مسئول درمان مردم است، خود بیمار است و نیاز به درمان دارد. این وزارتخانه خود نیاز به تغییر ساختار دارد اما ایجاد این تغییر بدون داشتن منابع میسر نیست.
در همین حال، دکتر ایرج حریرچی معاون توسعه مدیریت و منابع وزارت بهداشت معتقد است که برخی منابع که به نام “نظام سلامت” ایجاد می شوند در راه سلامت مردم هزینه نمی شوند. در برخی از بخشهای دولتی و بیمه ها منابعی به اسم نظام سلامت ایجاد می کنند که برای آینده نظام سلامت دردسرساز است، اگر این روند ادامه یابد بخش زیادی از بودجه غیرعمرانی کشور هدر خواهد رفت.
معاون وزیر بهداشت با اشاره به اینکه کل بودجه بیمارستانها از درآمد عمومی کمتر از یارانه ای است که برای برپا نگهداشتن بخش خصوصی هزینه می شود، گفته است که در برخی بخشها وارث اشتباهاتی هستیم که نیاز به چاره اندیشی فوری دارند.
یکپارچه نبودن نظام سلامت، هدر رفتن منابع مالی، منابع انسانی نامناسب، اشکالات ساختاری در نهادهای تصمیم گیری و اجرایی، ضعف توان مدیریت راهبردی، تضاد منافع ناشی از حضور همزمان کارکنان در جایگاههای ارائه خدمت و مدیریت و نقص چشمگیر همکاری بین بخشهای توسعه، مهمترین چالشهای نظام سلامت است که حریرچی آنها را برشمرد.
وزیر بهداشت گفته است که از ۲۱۰ هزار میلیارد ریال بودجه‌ای که برای سال ۹۲ پیش‌بینی شده با توجه به تشدید تحریمها و به تبع آن افزایش هزینه‌های دولت، در بهترین حالت ممکن، ۱۳۰ هزار میلیارد ریال اختصاص می‌یابد یعنی حوزه سلامت با حدود ۸۰ هزار میلیارد ریال کسری اعتبار روبروست.
بیان این اظهارات صریح از سوی وزیر و معاونان وزارت بهداشت در روزها و هفته های اخیر، نشان می دهد که شرایط “حوزه سلامت” حداقل در چند ماه پایانی سال ۹۲ ، “بحرانی” خواهد و کار زیادی نمی توان برای آن انجام داد. زیرا، کسری بودجه سال ۹۲ تنها شامل این وزارتخانه نبوده و همه وزارتخانه ها و دستگاههای دولتی با آن مواجه اند. اما، با توجه به حساسیت حوزه سلامت کشور، دشواریها و مشکلات در بخش بهداشت و درمان، به مراتب نمایان تر از سایر بخشهاست. به طوریکه کمبود دارو، تنها نمونه ای بارز از مشکلات عدیده حوزه سلامت است که در ماههای گذشته خودنمایی کرد و مسئولان وزارت بهداشت را بر آن داشت تا تدبیری برای رفع کمبودهای دارویی بیاندیشند. اما اوضاع حوزه سلامت بغرنج تر آن چیزی است که بتوان با تامین داروهای بیماران خاص و صعب العلاج، به وضعیت مطلوب و آرامش رسید. بنابراین ، پیش بینی می شود که حوزه سلامت در ماههای پایانی سال، روزهای سختی را پشت سر بگذارد.

ایران چگونه پیر می‌شود؟

چند سالی است که مسوولان از ضرورت افزایش جمعیت کشور خبر می‌دهند؛ نگرانی‌هایی که با آغاز آهنگ افزایش جمعیت سالمندان در کشور روزبه‌روز جدی‌تر می‌شود و کمتر تصویری از جامعه ایران در روزهایی که سالمندان سهم بالاتری از جمعیت دارند، وجود دارد.
بر اساس یک بررسی صورت‌گرفته در مرکز آمار ایران و مقایسه جمعیت ایران با هشت‌کشور توسعه‌یافته و در حال توسعه، ایران در سال ۳/۸‌درصد از جمعیتش را سالمندان تشکیل می‌دهند که پس از آن به ترتیب در سال ۲۰۵۰، ۲۰۷۵ و ۲۱۰۰ این‌ درصد به ۲۳‌درصد، ۳۰‌درصد و ۲۸‌درصد افزایش پیدا می‌کند.
همچنین نکته نگران‌کننده دیگر در جامعه ایران زنانه‌شدن سالمندی در کشور است که کارشناسان جمعیت‌شناسی کشور پیش‌بینی کردند ایران تا ۵۰سال آینده با انفجار سالمندی و زنانه‌شدن سالمندی در کشور مواجه می‌شود. زنانه‌شدن سالمندی نسبتی است که بر اساس آن زنان سالمند تعداد بالاتری نسبت به مردان دارند. این در حالی است که سرعت سالمندی در ایران در مقایسه با کشور‌هایی همچون مصر، ترکیه، پاکستان، کره‌جنوبی، انگلستان، فرانسه، ژاپن و آلمان بیشترین سرعت سالمندی را دارد.
از سوی دیگر بر اساس بررسی‌های صورت‌گرفته در مرکز آمار ایران، کشور ایران در فاصله سال‌های ۲۰۲۰ تا ۲۰۴۰ وارد مرحله سالمندشدن، در فاصله سال‌های ۲۰۴۰ تا ۲۰۵۰ وارد مرحله سالمند شده و در سال ۲۰۵۰ با بیش از ۲۱‌درصد جمعیت سالمند نسبت به‌کل جمعیت وارد مرحله فوق سالمندی یا انفجار سالمندان می‌رسد.
در حال حاضر جمعیت ایران همانند بسیاری از کشورهای در حال توسعه به‌دنبال کاهش مداوم و مستمر باروری و افزایش امید زندگی، تغییرات اساسی و مهمی را در ساختار سنی خود تجربه می‌کند که این تغییرات دارای ملاحظات اقتصادی، اجتماعی مهمی از نظر سیاستگذاری اقتصادی و اجتماعی است. طی دهه اخیر، جمعیت واقع در سنین زیر ۱۵سال‌رو به کاهش است و در مقابل تعداد جمعیت جوان و در سن کار‌ رو به افزایش نهاده است، همچنین سرعت سالخوردگی جمعیت با آهنگی آرام‌ رو به افزایش است، جمعیت‌شناسان از این تغییرات و تحولات ساختار سنی تحت عنوان «گذار سنی» یاد می‌کنند.
در حال حاضر جوانی جمعیت (بالای ۴۰‌درصد، جمعیت صفر تا ۱۴سال) که از ویژگی‌های کشورهای در حال توسعه است، در این کشورها در حال کاهش است. در ایران این شاخص در سال ۱۹۷۵ برابر ۴۴‌درصد و از سال ۲۰۲۵ به زیر ۲۰‌درصد کاهش می‌یابد. در مقابل آن جمعیت بالای ۶۵سال در حال افزایش است به‌طوری که در سال ۲۰۵۰ به بالای ۲۰‌درصد می‌رسد. کشورهای توسعه‌یافته آلمان، انگلستان، ژاپن و فرانسه و کشور در حال توسعه کره از سال ۲۰۲۵ بالای ۲۰‌درصد از جمعیت آنها وارد ۶۵سالگی به بالا می‌شوند و این وضعیت برای کشورهای در حال توسعه ایران و ترکیه از سال ۲۰۵۰ و کشور پاکستان در سال ۲۱۰۰ مشاهده می‌شود.
انفجار سالمندی در ایران در چه مقطعی صورت می‌گیرد؟
سالمندی جمعیت سه مرحله دارد؛ مرحله اول مرحله سالمندشدن است، در این مرحله بین هفت تا ۱۴‌درصد از جمعیت جامعه در سنین بالای ۶۰سال قرار دارد، مرحله دوم، مرحله جامعه سالمند شده است، در این مرحله بین ۱۴ تا ۲۱‌درصد جمعیت جامعه در سنین بالای ۶۰سال قرار دارد و مرحله سوم مرحله فوق‌سالمندی است در این مرحله بیش از ۲۱‌درصد از جمعیت در سنین بالای ۶۰سال قرار دارند. بر این اساس برخی از کشورهای توسعه‌یافته مثل آلمان و انگلستان بین سال‌های ۱۹۴۰ تا ۱۹۷۰ در مرحله سالمندشدن قرار داشته‌اند و از سال ۱۹۷۰ تا ۲۰۳۰ وارد مرحله دوم و از سال ۲۰۳۰ به بعد وارد مرحله سوم سالمندی می‌شوند.
ورود کشورهای توسعه‌یافته آلمان، انگلستان و فرانسه به مرحله سالمندشدن از سال ۱۹۴۰ و ژاپن از سال ۱۹۷۰ بوده است. این کشورهای توسعه‌یافته به همراه کشور کره‌جنوبی در سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۳۰ وارد مرحله فوق سالمندی (انفجار سالمندان) می‌شوند. کشورهای در حال توسعه ایران، ترکیه، مصر و پاکستان از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۰ وارد مرحله سالمندشدن شده و از سال ۲۰۵۰ به بعد وارد مرحله فوق سالمندی (انفجار سالمندان) می‌شوند. نکته قابل‌توجه اینکه کشور توسعه‌یافته ژاپن که بعد از دیگر کشورهای توسعه‌یافته وارد مرحله اول سالمندی شده بود، قبل از همه کشورها وارد مرحله فوق سالمندی (انفجار سالمندان) می‌شود.
سرعت بالای سالمندی در ایران
مقایسه سرعت سالمندی در ایران در مقایسه با هشت کشور توسعه‌یافته و درحال توسعه، نشان می‌دهد ایران در میان کشور‌هایی همچون مصر، ترکیه، پاکستان، کره‌جنوبی، انگلستان، فرانسه، ژاپن و آلمان بیشترین سرعت سالمندی را دارد. روند تغییرات شاخص‌های سالخوردگی جمعیت هشت کشور مورد مطالعه از سوی مرکز آمار ایران در فاصله سال‌های ۱۹۵۰ تا ۲۱۰۰ نشان می‌دهد، شاخص کلی سالخوردگی جمعیت (درصد جمعیت ۶۰ ساله و بیشتر نسبت به جمعیت زیر ۱۵سال) طی این دوره حاکی از یک سیر صعودی طی سال‌های ۱۹۵۰-۲۱۰۰ برای کشورهای در حال توسعه ایران، مصر، ترکیه و پاکستان بوده و برای کره‌جنوبی این روند از سال ۱۹۵۰ تا ۲۰۵۰ صعودی بوده و بعد از آن کاهش می‌یابد. این شاخص در کشورهای توسعه‌یافته برای انگلستان و فرانسه از سال ۱۹۵۰ تا ۲۱۰۰ شاهد افزایش ولی برای ژاپن و آلمان این شاخص از سال ۱۹۵۰ تا ۲۰۵۰ افزایش و بعد از سال ۲۰۵۰ تا سال ۲۱۰۰ کاهش داشته است.
زنانه‌شدن سالمندی در ایران
زنانه‌شدن سالخوردگی – یعنی افزایش نسبت زنان نسبت به مردان سالمند – پدیده آمده است که در کشورهای در حال توسعه‌ای مثل ایران و پاکستان مشاهده می‌شود. زنانه‌شدن سالخوردگی یعنی افزایش نسبت زنان نسبت به مردان سالمند. در کشورهایی مثل ایران و پاکستان نسبت جنسی در گروه‌های سنی بالای ۶۰سال از حد متعارف فاصله زیادی ندارد اما در حال حاضر، کشورهای توسعه‌یافته که در مراحل پیشرفته‌تر سالمندی قرار دارند، سالمندی جمعیت به‌شدت زنانه شده است.
در کشورهایی مثل کره نسبت جنسی ۶۰ساله به بالا ۶۹ است، این به آن معناست که ۷۰‌درصد جمعیت بالای ۶۰سال را زنان تشکیل می‌دهند. روندهای نسبت‌های جنسی در سنین بالای ۶۰سال نشان می‌دهد به‌طور کلی فرآیند سالخوردگی جمعیت با مساله زنانه‌شدن سالمندی همراه و همسو است. لذا در بحث سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌ها برای سالمند، توجه به حجم زنان سالمند، نوع نیازهای آنها و مسایل بهداشتی، اجتماعی و اقتصادی زنان سالمند امری ضروری است. کشور ایران در سال ۱۹۵۰ و ۲۰۰۰،‌ درصد جمعیت ۶۰سال به بالا با اختلافی جزیی برای مردان زیاد بوده است اما در مابقی سال‌ها،‌ درصد جمعیت زنان از مردان بیشتر و نسبت جنسی پایین است.
سناریوهای سازمان ملل برای افزایش جمعیت در ایران
بر اساس پیش‌بینی دفتر جمعیت سازمان ملل بین سال‌های ۱۳۸۵ تا ۱۴۳۰ که منطبق با روند فعلی کاهش نرخ باروری کل در کشور است نشان می‌دهد، جمعیت ایران از تعداد ۷۳‌میلیون‌نفر در سال ۱۳۹۰ به ۸۵‌میلیون‌نفر در سال ۱۴۳۰ افزایش خواهد یافت و در ۱۰سال پایان دوره، رشد منفی جمعیتی را تجربه خواهد کرد. بر اساس سناریوی حد متوسط، جمعیت ایران از تعداد ۷۵/۵ میلیون‌نفر در سال ۱۳۹۰ به ۱۰۵‌میلیون‌نفر در سال ۱۴۳۰ افزایش خواهد یافت و در پنج سال پایان دوره رشد جمعیت نزدیک به صفر را تجربه خواهد کرد.
نهایتا اینکه بر اساس سناریوی حد بالای سازمان ملل، جمعیت ایران از تعداد ۷۷/۳‌میلیون‌نفر در سال ۱۳۹۰ به حدود ۱۲۸میلیون‌نفر در سال ۱۴۳۰ افزایش خواهد یافت. در پایان دوره، رشد ۰/۸۹درصد جمعیتی را تجربه خواهد کرد. یکی از استنتاج‌هایی که می‌توان از نتایج تحقیق فوق گرفت این است که اگر سیاست‌های تشویقی موالید بدون توجه به تفاوت‌های منطقه‌ای انجام پذیرد، رشد جمعیت استان‌های کمتر توسعه‌یافته از جمله سیستان‌وبلوچستان، هرمزگان و استان‌هایی از این دست افزایش خواهد یافت.
منبع: روزنامه شرق

مدیر مسئول روزنامه بهار بازداشت شد

سعید پور عزیزی،مدیر مسئول روزنامه بهار به دلیل شکایت مدعی العموم بازداشت شد.
به گزارش ندای سبز آزادی، وی پس از مراجعه به دادسرای رسانه و بعد از شکایت مدعی العموم بازداشت شده است. روزنامه «بهار» با رای هیئت نظارت بر مطبوعات، توقیف و پرونده آن برای رسیدگی قضایی به دادگاه ارسال شد.
معصومه شهریاری – همسر سعید پورعزیزی – در گفت‌و‌گو با ایسنا، درباره‌ی جزییات این بازداشت، اظهار کرد: «صبح روز پنج‌شنبه (نهم آبان‌ماه) احضاریه‌ی دادسرا براساس شکایت مدعی‌العموم به دفتر روزنامه‌ی بهار فرستاده شد. هر کسی می‌داند که روز پنج‌شنبه کادر اداری همه‌ی روزنامه‌ها تعطیل است، بنابراین احضاریه به‌دست آقای پورعزیزی نرسید.»
او ادامه داد: «صبح امروز (شنبه، ۱۱ آبان‌ماه) آقای پورعزیزی بدون اطلاع از رسیدن چنین احضاریه‌ای به دفتر روزنامه رفت و درپی تماس تلفنی که ساعت ۱۱ صبح با او گرفتند، به دادسرا احضار شد. پس از رفتن به دادسرا، بدون اطلاع دادن به کسی، او بازداشت شد.»
شهریاری گفت: «آقای پورعزیزی با پیغامی به ما اطلاع داد که برای آزاد شدن به وثیقه نیاز است؛ اما درباره‌ی مبلغ وثیقه هیچ اطلاعی به ما داده نشد. از آنجا که ما هیچ وثیقه‌ی شخصی نداشتیم، تهیه کردن وثیقه تا حدود ساعت ۱۲ و ۳۰ دقیقه طول کشید و پس از بردن وثیقه به دادسرا، ساعت ۱۵ به ما اطلاع دادند که وثیقه باید ارزیابی شود.»
او با تأکید بر این‌که ارزیابی میزان وثیقه به زمان بیشتری نیاز داشت، افزود: «از نظر من، نیت بر بازداشت او بود، چون تا کنون مبلغ وثیقه که باید برای آقای پورعزیزی گذاشته شود، مشخص نشده است و هنوز هیچ اطلاعی از مبلغ وثیقه نداریم و درپی ارزیابی نشدن مبلغ وثیقه، در ساعت کاری امروز، همسرم به زندان اوین برده شد.»
شهریاری افزود: نگرانی ما از این است که فردا وثیقه ارزیابی شود و سپس به ما اعلام کنند که مبلغ وثیقه کافی نیست و آقای پورعزیزی مدت زمان بیشتری در بازداشت بماند.
علاءالدین ظهوریان دبیر هیئت نظارت بر مطبوعات پیشتر از رسیدگی به موضوع مقاله مندرج شده در روزنامه بهار در جلسه دوشنبه ۶ آبان این هیئت خبر داده بود.یادآوری می‌شود روزنامه بهار چهارشنبه گذشته، اول آبان‌ مقاله‌ای با عنوان «امام؛ پیشوای سیاسی و یا الگوی ایمانی؟» منتشر کرد که مسئولان این روزنامه ضمن عذرخواهی و توقف کار خود به صورت موقت، نامه‌ای را به شرح زیر منتشر کردند.
«روزنامه بهار به‌مناسبت روز عید غدیر خم یادداشت وارده‌ای را با عنوان «امام؛ پیشوای سیاسی یا الگوی ایمانی» به‌دلیل خطای فنی به چاپ رساند که متأسفانه موجب جریحه‌دار شدن روحیه مومنان حضرت علی (ع) شد. پس از آن مدیریت روزنامه اقدام به عذرخواهی در چند رسانه و امروز(شنبه) اقدام به انتشار چند یادداشت در نقد مطلب مورد نظر کرد که نشان دهد تا نظرات مندرج در یادداشت علی‌اصغر غروی به دور از مشی «بهار»، مدیران، روزنامه‌نگاران و کارمندان آن است. بر مردم عزیز فشارکاری و احتمال خطای غیرعمد پوشیده نیست (که این نافی مسئولیت نیست). از این رو، روزنامه بهار در راستای تلطیف فضای جامعه و به‌دست آوردن دل مؤمنین راستین و واقعی اقدام به عدم انتشار موقت و چند روزه کرده و از همه‌ خوانندگانش مجدداً پوزش می‌خواهد.»

۱۳۹۲ مهر ۲۱, یکشنبه

پناهجویی، سفری پرخطر و طولانی، مقصدی نامعلوم


همه ساله بسیاری خود را با قایق‌هایی ناایمن به استرالیا می‌رسانند
تونی ابوت، نخست وزیر جدید استرالیا به تازگی و با آغاز رسمی کارش، سیاست های خود را در زمینه پناهجویان به مرحله اجرا گذاشته است. از این پس همه پناهجویانی که خود را با قایق به استرالیا می رسانند، توسط نیروی دریایی این کشور به اندونزی بازگردانده خواهند شد.
این سیاست از سوی گروه های مدافع حقوق بشر مورد انتقاد قرار گرفته است.
هر ماهه هزاران مهاجر سفری خطرناک بر اقیانوس هند را آغاز می‌کنند تا خود را به سواحل استرالیا برسانند.
بسیاری از آنان کسانی هستند که از دشواری‌های زندگی در کشورهایی چون افغانستان و سری‌لانکا می‌گریزند.
آنها برای این منظور مبالغ هنگفتی به قاچاقچیان انسان می‌پردازند، کسانی که مسافران را با قایق‌هایی معمولا ناایمن به دریا می‌برند.
مساله پناهجویان یکی از عمده‌ترین بحث‌های رقابت انتخاباتی استرالیا بود و هر دو طرف سیاست‌های سخت‌گیرانه‌ای را در این مورد پیشنهاد می‌‎کردند.
بی‌بی‌سی پای صحبت سه پناهجو نشسته است.

رفتن از افغانستان

حبیب الله که ۴۱ ساله است در کابل زندگی می‌کند. او دارای سه دختر نه ساله، هشت ساله و چهار ساله است. حبیب الله و خانواده‌اش امیدوارند هر چه زودتر افغانستان را ترک کرده و یک سفر طولانی و خطرناک را شروع کنند به این امید که زندگی تازه و امنی را در استرالیا آغاز کنند.
حبیب الله می‌گوید: "من یک فعال جامعه مدنی هستم و برای دفاع از حقوق افرادی که از خشونت ها صدمه‌دیده اند تلاش زیادی کرده‌ام. از آنجا که من برخی از موارد نقض حقوق بشر را در دادگاه مطرح کرده‌ام، با مشکلات زیادی مواجه شده‌ام. سه بار به زندان افتاده‌ام و دو بار به من حمله شده که حمله دوم با ضربات چاقو بود. آنها قصد کشتن من را داشتند."
"فکر کردم چنانچه کشته شوم، همسر و سه دخترم آینده تاریکی خواهند داشت. به همین جهت تصمیم گرفتم از افغانستان خارج شوم. برای اقامت، استرالیا را انتخاب کردم چون کشوری است که به حقوق بشر احترام می‌گذارد. می‌خواهم دخترانم جایی به مدرسه بروند که آرام باشد و هر لحظه در باره خشونت، بمبگذاری‌های انتحاری و قتل نشنوند."
"چند نفر از اقوام من در اندونزی زندگی می‌کنند. آنها آدرس یک آژانس مسافرتی در کابل را به من دادند. این آژانس با قاچاقچیانی که اشخاص را از راه‌های غیرقانونی به کشور دیگری می‌برند، تماس دارد. من خودم قاچاقچیان را ملاقات نکرده‌ام ولی آژانس مسافرتی می‌گوید ما به زودی سفرمان را شروع می‌کنیم."

"البته این قمار بزرگی است. قاچاقچی کسی نیست که بشود به او اطمینان کرد. ولی این گونه افراد تا کنون به خویشاوندان ما کمک کرده‌اند که از افغانستان خارج شوند و ما حق انتخاب دیگری هم نداریم بنا براین باید به آنها اطمینان کنیم. به ما گفته‌اند که اولین مقصد ما هند است. از آنجا به مالزی و سپس اندونزی خواهیم رفت. برای این که ویزای تحصیل و کار در مالزی به ما داده شود باید ۲۱ هزار دلار پرداخت کنیم؛ شش هزار دلار برای من، شش هزار دلار برای همسرم و سه هزار دلار برای هر یک از سه دخترم. باید نیمی از این مبلغ را قبل از شروع سفر و بقیه را هنگام رسیدن به مالزی پرداخت کنم."
"تهیه یک چنین پولی بسیار مشکل است. ناچار شدم مقداری پول از خویشاوندانم قرض بگیرم و برای تهیه بقیه پول اموال و لوازم منزلم را بفروشم. ما از تلویزیون و رادیو شنیده‌ایم که سفر دریایی از اندونزی به استرالیا چقدر خطرناک است. کشتی‌هایی که مسافران را می‌برند برای سفرهای دریایی طولانی مناسب نیستند. بسیاری بیشتر از ظرفیت مسافر سوار می‌کنند و خیلی از این کشتی‌ها هم غرق می‌شوند."
"ولی با این وجود، ما می‌بینیم که بیشتر پناهجویان به استرالیا می‌رسند و زندگی تازه‌ای را در آنجا شروع می‌کنند. به همین جهت حاضریم مشکلات را قبول کنیم و در عوض به محلی برسیم که بتوانیم زندگی آرامی داشته باشیم. من ناچارم کشور خودم را ترک کنم برای این که بتوانم از خودم محافظت کنم و زندگی بهتری برای فرزندانم فراهم کنم. من از این که ناچار به ترک افغانستان هستم خیلی ناراحتم، برای این که من اینجا متولد شده‌ام و قبر پدر و مادرم اینجاست. ولی راه دیگری برای خروج از این وضعیت ندارم."
"شنیده‌ایم که دولت استرالیا پناهجویان جدید را به جزیره پاپوآ گینه جدید، می‌فرستد. در گذشته مقامات استرالیا چندین بار تهدید کرده بودند که دست به این کار خواهند زد ولی عملا کاری نکرده بودند. پناهجویان مشکلات زیادی دارند و دولت استرالیا طبق کنوانسیون‌هایی که امضا کرده و بنا بر وظیفه جامعه بین المللی، باید پناهجویان را بپذیرد."
"ما اشخاصی را می‌شناسیم که از طریق سازمان ملل متحد تقاضای پناهندگی کرده‌اند. این روند مدت بسیار زیادی طول کشید و نهایتا با تقاضای بسیاری از آنان، با وجود این که دلایل قانع کننده برای پناهندگی داشتند، موافقت نشد. به همین جهت من به امید این که زودتر به مقصد برسیم، مسیر خطرناک را انتخاب کردم."

گیرافتادن در جزیره کریسمس

سعید اهل تهران است. او که به یک خانواده متوسط تعلق دارد، پس از آن که از اسلام به مسیحیت گروید، تصمیم گرفت از ایران خارج شود چون تغییر دین در ایران جرم محسوب می‌شود. سعید با کشتی از اندونزی به جزیره کریسمس رفت. او درست سه روز قبل از این که مقررات جدید مهاجرت در استرالیا به اجرا درآید در این جزیره از کشتی پیاده شده بود. مطابق مقررات جدید تمام تازه‌واردین باید برای رسیدگی به پرونده شان به جزیره پاپوآ گینه جدید انتقال یابند و چنانچه با تقاضا پناهندگی آنان موافقت نشود، اجازه نخواهند داشت در استرالیا اسکان یابند. این موضوع سبب شده که سعید احساس نومیدی شدیدی کند. وی در مکالمه تلفنی به فریبا صحرایی از بخش فارسی بی بی سی چنین گفت:
"من برای این که در انتخاب ایمان و مذهبم آزاد باشم از ایران فرار کردم. من اگر از مقررات جدید اطلاع داشتم هرگز استرالیا را انتخاب نمی‌کردم. سفر دریایی سه روزه من از اندونزی به جزیره کریسمس وحشتناک بود. من مرگ را در مقابل چشمانم دیدم."
"همه ما برای این که به اینجا برسیم جان خود را به خطر انداخته بودیم. ولی حالا به ما می‌گویند به ما مربوط نیست که چطور اینجا وارد شدید؛ چه بخواهید چه نخواهید مجبورید به پاپوآگینه جدید بروید."
"من واقعا احساس افسردگی می‌کنم. من تنها فرزند خانواده‌ام بودم و ما هیچ مشکل مالی در ایران نداشتیم. اگر من را به پاپوآ گینه جدید بفرستند در آنجا خودکشی می‌کنم. اگر والدینم این مصاحبه را گوش می‌کنند، شاید آخرین باری باشد که صدای مرا می‌شنوند. وقتی قدم به خاک پاپوآ گینه جدید گذاشتم دیگر هرگز صدای من را نخواهند شنید."

درانتطار پناهندگی در استرالیا

معروف مشفی شریف، که سی و هشت ساله است، به اقلیت تامیل در سریلانکا، تعلق دارد. او سال گذشته پس از پیوستن به یک حزب سیاسی چپگرای رادیکال، و نامزد شدن در انتخابات محلی، با تهدید های حزب حاکم روبرو شد و تصمیم گرفت از سریلانکا خارج شود.
مصروف مشفی شریف می‌گوید: "استرالیا اولین انتخاب من نبود. انتخاب اول من ایتالیا بود. ولی چون در آنموقع احساس امنیت نمی‌کردم تصمیم گرفتم هر چه زودتر از کشور خارج شوم. در همان موقع بود که از طریق تماس‌های بازرگانی که داشتم باخبر شدم که شخصی در حال ترتیب دادن برنامه بردن عده‌ای با کشتی به استرالیا است. به این فکر افتادم که بهتر است من هم از این فرصت استفاده کنم."
"وقتی به ملاقات مردی که مسئول اصلی این برنامه بود رفتم، واقعا اطمینان بخش به نظر می‌رسید. من از این که این سفر خطرناک است تا حدودی آگاه بودم ولی او به من گفت این سفر بخصوص، مانند بقیه سفرها مشکل یا خطرناک نخواهد بود. او اطمینان داد که سفر امن و کاملا راحتی خواهد بود."
"هزینه این سفر برای هر مسافر معادل هفت هزار و پانصد دلار آمریکا بود. من در ظرف سه روز این پول را تهیه کردم. خودم کمی پول داشتم ولی بیشتر مبلغ درخواستی را از دوستانم قرض گرفته بودم. از این لحاظ من خوش شانس بودم چون بعضی وقتها تهیه یک چنین مبلغی چندین روز یا هفته طول می کشد."
"سفر از آنچه فکر می‌کردم به مراتب خطرناک‌تر بود. ما با یک قایق ماهیگیری راه افتادیم و بعد به یک کشتی که عده زیادی مسافر داشت منتقل شدیم. فکر می کنم این کشتی ظرفیت ۴۰ مسافر را داشت ولی ما ۱۱۷ نفر بودیم."
"سوار کردن یک چنین عده زیادی واقعا تعجب آور بود. مسئولین فقط روزی یک بار به ما غذا می‌دادند که هیچ وقت مقدارش کافی نبود. این بسته به شانستان بود که به شما غذا می‌رسد یا نه. تمام آب آشامیدنی پس از ۱۰ روز تمام شد. می‌خواهم نکته‌ای را بگویم که قبلا هرگز نگفته بودم: نمی‌دانستم زنده خواهم ماند یا نه."
"چون همه اطراف ما آب بود هیچ نمی‌دانستم کجا هستیم. در هفدهمین روز سفرمان بود که چشممان به خشکی افتاد و کشتی به همان طرف حرکت کرد. ولی وقتی نزدیک تر شدیم یک کشتی نیروی دریایی استرالیا مانع حرکت ما شد و ما فهمیدیم به جزایر کوکاس، که تحت کنترل استرالیا است رسیده‌ایم."
"این محل، واقعا یک جای توریستی است و برای بازداشت شدگان تسهیلاتی ندارد به همین جهت بعد از چند روز همه ما را به جزیره کریسمس فرستادند. ولی پس از چند روزی که آنجا بودم، چون دچار عفونت ریوی بودم، از نظر سلامتی مشکل پیدا کردم. به دلیل بیماری مرا برای معالجه به بندر پرت، در خاک اصلی استرالیا انتقال دادند. معمولا به تقاضای پناهندگی در جزیره کریسمس رسیدگی می‌شود و فقط وقتی که مطمئن شوند ادعای شما برای پناهندگی واقعی است، می‌توانید به خاک اصلی استرالیا قدم بگذارید."
"حالا من در ملبورن درانتظار جواب نهایی به درخواست پناهندگی‌ام هستم. تمام خانواده و دوستانم در سریلانکا هستند. ترک آنها بسیار مشکل و ناراحت کننده بود. ولی فکر می کنم دلایل قوی برای قبول پناهندگی من وجود دارد و در آنصورت خواهم توانست خانواده‌ام را هم به استرالیا بیاورم."
"علاوه بر این، در سریلانکا چون یک بازرگان بودم وضع مالی‌ام خوب بود و استقلال و آزادی خودم را داشتم. در اینجا من با سه یا چهار سریلانکایی دیگر زندگی می کنم و فقط مایحتاج اولیه ضروری در اختیار ما قرار می گیرد."
"می خواهم با فروتنی به هموطنان سریلانکایی خودم بگویم: به این سفر نیایید و تضمیناتی را که قاچاقچیان به شما می دهند باور نکنید. آنها فقط از بدشانسی ما بهره می‌برند."

در چند دهه اخیر ایرانیان به یکی از گروه‌های عمده پناهجو در جهان تبدیل شده اند

پناهجویان ایرانی در ترکیه
در چند دهه اخیر ایرانیان به یکی از گروه‌های عمده پناهجو در جهان تبدیل شده اند
آمار پناهجویان خارجی و میزان پذیرش آنان در کشورهای عضو اتحادیه اروپا در سال جاری منتشر شده است.
مرکز آمار اتحادیه اروپا eurostat در گزارشی تحت عنوان "جمعیت و شرایط اجتماعی" آمار مربوط به متقاضیان پناهندگی و در صد پذیرش آنان را به تفکیک ملیت متقاضیان و کشورهای پذیرا منتشر کرده است.
آمار این گزارش به دوره زمانی یک‌ساله تا پایان چهارماهه دوم سال ٢٠١٣ میلادی ارتباط دارد و شامل جداول تفصیلی در مورد جنبه‌های مختلف پناهجویی و پناهندگی در بیست و هفت کشور عضو اتحادیه است. کرواسی به عنوان جدیدترین عضو اتحادیه در این آمار لحاظ نشده است.
براساس این گزارش، طی این مدت، کشورهای اتحادیه اروپا ٣٢٦٥ درخواست پناهندگی را از شهروندان جمهوری اسلامی ایران دریافت و به ٣٠٩٥ درخواست رسیدگی کردند که از این تعداد، ١٦٢٠ تقاضا مورد قبول قرار گرفت و ١٤٧٥ تقاضا رد شد.
در میان ایرانیانی که تقاضای پناهندگی آنان مورد قبول قرار گرفت، به ١٤٥٠ نفر موقعیت پناهنده، به ٨٠ نفر موقعیت حمایتی، و به ٩٥ نفر وضعیت حمایتی به دلایل بشردوستانه اعطا شده است.
در مجموع، درخواست ٤٧ درصد از متقاضیان ایرانی در مرحله اول مورد قبول گرفت و به آنان موقعیت پناهنده داده شد در حالی که ٤٧ درصد دیگر از درخواست‌ها در مرحله اول رد شد. در همین مرحله، به ٣ درصد موقعیت تحت حفاظت و به ٣ درصد دیگر موقعیت پناهندگی براساس ملاحظات بشردوستانه داده شد.
در مورد توزیع سنی متقاضیان ایرانی پناهندگی، چهارده و ٢ دهم درصد کمتر از ١٣ سال، چهار درصد بین ١٤ تا ١٧ سال، پنجاه و یک و ٦ دهم درصد بین ١٨ تا ٣٤ سال، بیست و هفت و ٧ دهم درصد بین ٣٥ تا ٦٤ سال و یک و ٣ دهم درصد بیش از شصت و پنج سال سن داشتند و سن یک و ٢ دهم درصد از متقاضیان نیز اعلام نشده است.
حدود ٤٦ درصد از متقاضیان ایرانی پناهندگی زن، و بقیه مرد بودند.
در چهارماهه دوم سال جاری، شهروندان ایرانی ٨١٥ مورد تقاضای پناهندگی تسلیم بریتانیا، ٢٩٠ مورد تسلیم هلند، ١٠٥مورد تسلیم دانمارک،١٠ مورد تسلیم رومانی و ٥ مورد را تسلیم فنلاند کردند. مجموع درخواست پناهندگی ایرانیان بین سه ماهه دوم سال ٢٠١٢ و سه ماهه دوم سال ٢٠١٣ از رشدی حدود ٥ درصد برخوردار بود.
در چند دهه اخیر، ایرانیان به یکی از ملیت های عمده پناهجو تبدیل شده اند و این در حالی است که شرایط پذیرش پناهجو در بسیاری از کشورها دشوار تر شده است.

مسیرهای عمده مهاجران به جنوب اروپا

افزایش درخواست پناهندگی

در مجموع، براساس این گزارش، شمار متقاضیان پناهندگی در بیشتر کشورهای عضو اتحادیه اروپا بین ژانویه ٢٠١٢ تا ژوئن ٢٠١٣ به استثنای کاهشی جزئی در فوریه سال جاری، افزایش داشته است.
بیشترین شمار پرونده های پناهجویان خارجی در تاریخ ٣١ ژوئن سال جاری به آلمان تعلق داشت که تعداد آنها به حدود ٩٥ هزار مورد رسید و پس از آن، یونان با پنجاه هزار مورد، فرانسه با حدود ٢٨ هزار مورد، اتریش با ٢٢ هزار مورد، بلژیک با ٢١ هزار مورد و بریتانیا با ١٩ هزار مورد در راس جدول کشورهای دریافت کننده تقاضاهای پناهندگی قرار داشتند.
در مورد شمار تقاضای پناهندگی هم، این آمار در اکثر کشورهای عمده پناهجوپذیر افزایش یافت.
تعداد تقاضای پناهجویی تسلیم شده به کشورهای عضو اتحادیه در سه ماهه دوم سال جاری به یکصد و سه هزار و هشتصد و پنجاه نفر رسید.
آمار اتحادیه اروپا
گزارش مرکز آمار اتحادیه اروپا حاکی از افزایش شمار متقاضیان پناهجویی است
از نظر توزیع سنی، بیست و یک و ٦ دهم درصد از متقاضیان زیر ١٣ سال سن داشتند، پنج و ١ دهم بین ١٤ تا ١٧ سال، پنجاه و دو و ٨ دهم درصد بین ١٨ تا ٣٤ سال، نوزده و ٥ دهم درصد بین ٣٥ تا ٦٤ سال و ٨ دهم درصد بالای ٦٥ سال سن داشتند و سن ٢ دهم درصد از متقاضیان هم مشخص نشده است.
حدود ٣٠ درصد از متقاضیان پناهندگی زن و بقیه مرد بودند.
بیشترین تعداد درخواست پناهندگی از شهروندان روسیه با ١٦،٨٤٥ نفر دریافت شد و در رده های بعد به ترتیب، سوریه با ٨،٣١٠ نفر، کوزوو ٨،١٤٠ نفر، افغانستان با ٦،٠٧٥ نفر، پاکستان با ٥،٩٦٥ نفر، سومالی با ٤،٢٨٥ نفر، ایران با ٣،٢٦٥ نفر و بنگلادش با ٢،٦٥٥ نفر در رده های بعدی قرار دارند.

ده‌ها مهاجر غیرقانونی در مدیترانه غرق شدند

نخس.ت وزیر مالت، با اظهار تأثر از این حادثه گفته است دریای مدیترانه در حال تبدیل شدن به یک گورستان است.
به گزارش « محبت نیوز» به نقل از خبرگزاری فرانسه، گزارش شده است که این کشتی حامل ٢٣٠ تا ٢۵٠مهاجر بوده و غروب دیروز جمعه هنگامی دچار حادثه شد که سرنشینان آن تلاش کردند توجه یک هواپیمای نظامی در منطقه را بخود جلب کنند.
در این جریان سرنشینان به یک طرف کشتی هجوم بردند و باعث شدند کشتی تعادل خود را از دست بدهد.
سخنگوی دولت مالت شمار قربانیان را ٣١ تن ذکر کرده اما منابع ایتالیایی گفته اند اجساد ٣٤ پناهجو از آب بدست آمده است.
نگهبانان ساحلی ایتالیا و مالت امروز شنبه به تلاش‌های خود برای نجات باقی سرنشینان کشتی ادامه دادند و گفته میشود تا کنون ٢٠٠ پناهجو را از غرق شدن نجات داده اند.
یک کشتی نظامی مالت ١٤٣ تن از نجات یافتگان را به این جزیره انتقال داده‌اند در حالیکه نیروی دریایی ایتالیا نیز ۵٦ تن دیگر را به جزیره "سیسیل" منتقل کرده‌اند.
گفته میشود بخشی از سرنشینان کشتی زنان و کودکان بوده اند که عده ای از آنان در این جریان جان خود را از دست داده‌اند.
بگفته یک تن از امدادگران، یک مهاجر به او گفته است آنان اهل سوریه هستند.
رسانه‌های ایتالیا گزارش داده اند که دو کشتی دیگر که هرکدام حامل ٨٧ و ١٨٣ پناهجو و دچار مشکل بوده اند نیز توسط نیروهای ایتالیایی نجات یافته‌اند.
بر اساس یک گزارش دیگر، غرق شدن یک کشتی حامل پناهجویان سوری، فلسطینی و مصری در نزدیکی سواحل مصر در دریای مدیترانه روز گذشته دستکم ١٢ قربانی برجای گذاشته است.
این در حالیست که روز ٣ اکتبر گذشته، ٣٣٩ تن از پناهجویان غیرقانونی در اثر غرق شدن کشتی حامل آنان در نزدیکی "لامپدیوزا" غرق شدند.

برگزاری کنفرانس ضدصهیونیستی در ایران لغو شد

.
 مقامات ایران دستور لغو برگزاری کنفرانس سالانه ای را صادر کرده اند که قرار بود به نام «افق جدید» کنفرانسی «ضد صهیونیستی» باشد.
« محبت نیوز» - از ٦٣ شخصیت از سراسر جهان برای شرکت در این کنفرانس دعوت شده بود. برخی ناظران این تصمیم را اقدامی ارزیابی کرده اند که دولت جدید حسن روحانی برای قرار دادن کشور در مسیری جدید برگزیده است.
به گزارش صدای امریکا، چهره های تندرو و افراطی جمهوری اسلامی موجی از انتقادهای شدید و خصمانه را متوجه تصمیم لغو این کنفرانس از سوی  وزارت امور خارجه کرده اند. تارنماهای حامی برگزاری این همایش از لغو برگزاری این کنفرانس به شدت انتقاد کرده اند. نادر طالب زاده، یکی از چهره های اصلی برگزاری این کنفرانس گفته است لغو برگزاری این همایش «اشتباه بزرگی بود که دولت مسئول آن است». وی «لغو جشنواره ضد صهیونیستی افق نوین» را «فاجعه» خوانده است.
تارنمای جهان نیوز روز جمعه ١١ اکتبر نوشت وزارت امور خارجه ایران تصمیم گرفت برگزاری این همایش را در تهران لغو کند، چون تصور می کرد این کنفرانس سیاست دولت «برای تعامل با جامعه بین الملل» را تضعیف می کند.
کنفرانس ضد ضهیونیستی برای اولین بار در سال ٢٠٠٥ برگزار شد. محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری پیشین ایران از این همایش برای مطرح کردن دیدگاه های خود و لفاظی علیه اسرائیل بهره می جست. احمدی نژاد در همین کنفرانس «هولوکاست» را افسانه خواند و خواهان «پاک شدن اسرائیل از نقشه جهان» شده بود.
آقای روحانی رویکرد به نسبت میانه روتری را در قبال غرب نشان داده است و در مصاحبه اخیر خود به وجود تراژدی تاریخی هولوکاست اذعان کرد.
روزنامه دیلی استار نوشت پای پیش گذاشتن های روحانی به سوی غرب ظاهرن از حمایت آیت الله خامنه ای برخوردار است، و تا زمانی که چنین حمایتی باقی است، واکنش های منتقدین نخواهد توانست کوشش های روحانی برای کاهش تنش با جهان را مختل کند.
جناح های تندرو ضمن حمله به حسن روحانی او را به امتیاز دادن به غرب متهم می کنند.