۱۳۹۲ شهریور ۱۴, پنجشنبه

سرانجام مبهم 'کمک ۱۶ میلیارد تومانی' به دانشگاه احمدی نژاد

بقایی، احمدی نژاد و مشایی
محمود احمدی نژاد، اسفندیار رحیم مشایی و حمید بقایی از مدیران ارشد دانشگاه ایرانیان هستند که انتقال ۱۶ میلیارد تومان به آن در آخرین روز مسئولیت دولت دهم خبرساز شده است

در حالی که روز گذشته روابط عمومی دانشگاه ایرانیان از بازگرداندن مبلغ دریافتی از دولت محمود احمدی نژاد خبر داده بود، امروز خبرگزاری مهر به نقل از یک "مقام آگاه" نوشته که ۱۶ میلیارد تومان کمک نهاد ریاست جمهوری به این دانشگاه توسط دیوان محاسبات توقیف شده است.

این خبرگزاری یکشنبه ۱۰ شهریور (اول سپتامبر) نوشته است این مبلغ، که به حساب شخصی آقای احمدی نژاد و حمیدرضا بقایی سرپرست سابق نهاد ریاست جمهوری ریخته شده بوده، از ابتدا در توقیف دیوان محاسبات بوده و آنها "امکان دسترسی به این حساب را نداشته اند تا بتوانند آن را بازگردانند".
روز گذشته "دانشگاه جامع بین المللی ایرانیان" بدون ذکر رقم ۱۶ میلیارد تومان، اعلام کرده بود که "برای جلوگیری از ایجاد شبهه"، کمک دریافتی از دولت را به نهاد ریاست جمهوری بازگردانده است.

رسانه های ایران چندی پیش با انتشار اسنادی گزارش کرده بودند که نهاد ریاست جمهوری در آخرین روز از دوران مسئولیت محمود احمدی نژاد، ۱۶ میلیارد تومان را به حساب مشترک وی و آقای بقایی واریز کرده است تا به مصرف تامین هزینه های دانشگاه جامع بین المللی ایرانیان برسد.

بنیان گذاری دانشگاه ایرانیان، در اوایل مرداد ماه و پس از آن اعلام شد که شورای عالی انقلاب فرهنگی به ریاست محمود احمدی نژاد رئیس جمهور وقت، با درخواست او برای تاسیس این دانشگاه غیردولتی موافقت کرد. ریاست این دانشگاه با شخص آقای احمدی نژاد است و اسفندیار رحیم مشایی، حمید بقایی و محمدشریف ملک زاده، از همکاران خبرساز دولت دهم، جزو اعضای هیات موسس آن هستند.
آقای احمدی نژاد در آخرین گفتگوی تلویزیونی خود به عنوان رئیس جمهور، از تاسیس دانشگاه ایرانیان خبر داده و از مردم دعوت کرده بود که به این دانشگاه کمک مالی کنند.

اقدامات "۴۵ روز پایانی" دولت دهم


در اظهار نظری راجع به انتقال ۱۶ میلیارد تومان بودجه دولتی به دانشگاه ایرانیان، روز گذشته اکبر ترکان، مشاور عالی حسن روحانی رئیس جمهور ایران، در گفتگو با خبرگزاری خانه ملت وابسته به مجلس، این انتقال را "خلاف قانون" و"مجرمانه" دانست.

آقای ترکان افزود که اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس جمهور "مجرمانه بودن این عمل را تایید" کرده است و در دولت این موضوع را پیگیری می کند.

حمید بقایی پیشتر در گفتگو با خبرگزاری فارس گفته بود که "تمام نقل و انتقالات مالی در نهاد ریاست جمهوری طبق قانون بوده و هیچ گونه خلافی صورت نگرفته است".

وی امروز نیز در جوابیه ای که در خبرگزاری فارس منتشر شده، در پاسخ به مصاحبه‌ شب گذشته اکبر ترکان با شبکه پنج تلویزیون ایران، که طی آن گفته بود ساختمان منطقه آزاد قشم به دانشگاه ایرانیان واگذار شده، آن اظهارات را تکذیب کرده است. در جوابیه آقای بقایی، پاسخی به انتقادات مشاور عالی حسن روحانی در مورد انتقال ۱۶ میلیارد تومان به دانشگاه ایرانیان داده نشده است.
اکبر ترکان، پیشتر در مصاحبه ای جداگانه با نشریه همشهری ماه، مجموعه ای از نقل و انتقال های مالی و استخدام‌های صورت گرفته در ۴۵ روز پایانی دولت سابق را غیرقانونی دانسته بود.

وی گفته بود: "فاصله میان ۲۴ خردادماه تا ۱۲ مردادماه برای خود یک تاریخ است. من امیدوارم که جناب آقای جهانگیری به عنوان معاون اول دستور بدهند تاریخ این ۴۵ روز را بنویسند".

اکبر ترکان افزوده بود: "به نظر من این ۴۵ روز نمونه کاملی است از آن‌چه دولت نهم و دهم در طول این سال‌ها انجام داده است."

در پی انتخابات ریاست جمهوری خرداد ماه گذشته، مصوبات مسئولان دولت دهم در آخرین هفته های مسئولیت در قوه مجریه مورد انتقاد گسترده برخی از نشریات ایران قرار گرفته است.

موضوع بخشی از انتقادهای مطرح در محافل مطبوعاتی، استخدام های گسترده ای بوده که به گفته منتقدان، در هفته های پایانی کار دولت دهم صورت گرفته است. این استخدام ها، در چهارچوب طرح "مهر آفرین" انجام شده که در ماه‌های پایانی دولت دهم به تصویب دولت رسید و هر چند در عمل ادامه نیافت اما در چهارچوب آن، تا۵۰۰ هزار استخدام دولتی جدید پیش بینی شده بود.

یکی از انتصاب های خبرساز دولت دهم در هفته های پیش، انتصاب سعید مرتضوی دادستان سابق تهران و رئیس قبلی سازمان تامین اجتماعی به عضویت در هیات امنای این سازمان بود. اسدالله عباسی، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی دولت دهم، این حکم را با موافقت محمود احمدی‌نژاد صادر کرده بود که ریاست شورای عالی رفاه و تامین اجتماعی را بر عهده داشت.
به گزارش رسانه ها، هیات امنای جدید سازمان تامین اجتماعی با حضور آقای مرتضوی، مجوز استخدام ۵۰۰ نفر در این سازمان را بدون طی کردن تشریفات قانونی صادر کرده بود. با شروع به کار علی ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی دولت حسن روحانی، مدیران جدید وزارتخانه عضویت سعید مرتضوی در هیات امنای این سازمان و مجوزهای استخدامی جدید را غیرقانونی دانسته و منتفی کردند.

یکی دیگر از محورهای انتقاد رسانه های منتقد دولت دهم به اقدامات مسئولان این دولت، ادعای خروج بیش از دو هزار قلم از هدیه های موجود در موزه ریاست جمهوری و انتقال آنها به ساختمانی در تهران بوده که پس از روی کار آمدن دولت جدید، به محل استقرار آقای احمدی نژاد و همفکران وی تبدیل شده است.

این رسانه ها می گویند هدایای موزه ریاست جمهوری به "ساختمان لادن" واقع در یکی از خیابان های شمالی تهران منتقل شده که با پایان به کار دولت دهم، به عنوان "دفتر رئیس جمهور سابق" مورد استفاده قرار می گیرد.

آیت‌الله خامنه‌ای: آمریکا در سوریه ضرر خواهد کرد



آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران، در دیدار با اعضای مجلس خبرگان گفته است که ادعاهای انسان‌دوستانه ایالات متحده برای مداخله نظامی در سوریه پذیرفته نیست. او گفته آمریکا در سوریه ضرر خواهد کرد.

رهبر ایران گفت که آمریکا و اسرائیل قصد دارند بر منطقه خاورمیانه مسلط شوند.

او گفت: "آمریکا‌یی‌ها سعی می‌كنند با لفاظی و زبان بازی، اینگونه وانمود كنند كه برای یک هدف انسانی وارد قضیه شده‌اند" اما "در سابقه آنها زندان‌های گوانتانامو و ابوغریب، سكوت در برابر استفاده صدام از سلاح شیمیایی در حلبچه و شهرهای ایران، كشتار مردم بیگناه افغانستان و پاكستان و عراق وجود دارد."

آقای خامنه‌ای نتیجه‌ گرفته: "آمریكایی‌ها در حال خطا و اشتباه در سوریه هستند و بر همین اساس نیز ضربه وارده به خود را احساس و قطعا ضرر خواهند كرد."

باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا اعلام کرده که در صورت موافقت کنگره دستور حمله به سوریه را صادر می‌کند. آمریکا و متحدانش می‌گویند دولت بشار اسد علیه شهروندان سوری از جنگ‌افزار شیمیایی استفاده کرده است.

دولت سوریه به شدت این ادعا را رد می‌کند و می‌گوید در شرایطی که پیروزی‌های نظامی به دست آورده و بازرسان سازمان ملل در سوریه به سر می‌برده‌اند، نیروهای دولتی دلیلی برای استفاده از تسلیحات شیمیایی نداشته‌اند.

خامنه‌ای گفته از دولت روحانی مانند دولت‌های قبلی پشتیبانی می‌کند

جمهوری اسلامی ایران، تنها متحد منطقه‌ای سوریه، گفته اقدام نظامی خارجی علیه حکومت سوریه "خط قرمز" ایران است، اما روشن نکرده که در صورت وقوع این حمله به چه اقداماتی دست خواهد زد.

هدف: ایجاد تمدن اسلامی


آقای خامنه‌ای گفت: "آرمان جمهوری اسلامی ایجاد تمدن اسلامی است." به گفته او این هدف با تکیه بر اسلامیت، مظلوم واقع نشدن و تکیه به آرای مردم به دست خواهد آمد.

رهبر ایران همچنین با اشاره به تحولات سیاسی و سرنوشت انقلاب‌های اخیر کشورهای عربی گفت: "این تصور كه بیداری اسلامی از بین رفته، تصور غلطی است." مقام‌های ایرانی تحولات کشورهای عربی را که برخی به آن "بهار عربی" می‌‎گویند، "بیداری اسلامی" می‌نامند.

او گفت که اگر دولتی که پس از انقلاب مصر تشکیل شد با ایالات متحده و اسرائیل سازش نمی‌کرد، شرایط به ترتیبی پیش نمی‌رفت که این دولت را سرنگون کنند و حسنی مبارک، دیکتاتور سابق مصر، از زندان آزاد شود.

آقای خامنه‌ای تاکید کرد: "وضعیت افراد یا كشورهایی كه به خاطر به دست آوردن دل مستكبران، از اصول خود گذشتند، اكنون در مقابل دیدگان ما است."

او همچنین گفت: "نرمش و انعطاف هنرمندانه و قهرمانانه در همه عرصه‌های سیاسی، مطلوب و مورد قبول است اما این مانور هنرمندانه نباید به معنای عبور از خط قرمزها و بازگشتن از راهبردهای اساسی و توجه نكردن به آرمان‌ها باشد."

بهبود روابط خارجی ایران از جمله اهداف اعلام‌شده حسن روحانی، رئیس‌جمهور است. برخی از محافظه‌کاران به آقای روحانی هشدار می‌دهند که این بهبود نباید به قیمت کوتاه آمدن از شعارهای انقلابی تمام شود.

از جمله شعارهایی که آقای خامنه‌ای در دیدار با اعضای مجلس خبرگان مطرح کرده، "غده سرطانی بودن اسرائیل" و "شیطان بزرگ بودن آمریکا" است.

ایران در مقابل حمله احتمالی به سوریه چه می‌کند؟

حسن روحانی گفته است: ماجراجویی در منطقه خطرات جبران‌ناپذیری برای ثبات جهان به دنبال خواهد داشت
 
در شرایطی که احتمال آغاز حمله ای نظامی علیه حکومت بشار اسد در سوریه بیش از هر زمان دیگر افزایش یافته و گمانه زنی ها از شروع عملیات نظامی، که ابعاد دقیق آن هنوز کاملا روشن نیست، در روزهای آینده خبر می دهند، به نظر می رسد که رهبران جمهوری اسلامی در پس موضع گیری های تند کلامی، در عمل مسیری متفاوت را در پیش گرفته اند و می کوشند با حفظ فاصله، خود را حتی المقدور از پیامدهای ناگزیر و بلاواسطه یک درگیری نظامی در سوریه دور نگاه دارند.

در حالی که مقامات سوریه از به صدا درآمدن طبل جنگ سخن گفته اند، بسیاری از ناظران، پیش بینی کرده اند آنچه که اقدامات تنبیهی علیه حکومت بشار اسد به دلیل استفاده از سلاح شیمیایی خوانده شده، روز جمعه و یا حداکثر در روزهای آغازین هفته آینده به مرحله عمل درآید.
در واکنش به چنین وضعیتی، جمهوری اسلامی ایران، به عنوان یکی از اصلی ترین حامیان بشار اسد، برخلاف موضع گیری ها و هشدارهای صریح گذشته اش، به دادن هشدارهایی کلی بسنده کرده و همزمان، از انجام هر اقدام عملی که به معنای آمادگی

برای نشان دادن واکنشی نظامی به "حمله" و یا "اقدامات تنبیهی"، علیه حکومت سوریه خودداری کرده است.
آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی و فرمانده کل نیروهای مسلح که مسئولیت نهایی در تصمیم گیری در حوزه سیاست خارجی و نیز اعلام جنگ و صلح را بر عهده دارد، امروز، چهارشنبه ۶ شهریور، تهدید و دخالت احتمالی آمریکا در سوریه را یک فاجعه برای منطقه خوانده و گفته است:" دخالت قدرت های فرامنطقه ای و خارجی در یک کشور، نتیجه ای جز آتش افروزی نخواهد داشت و نفرت ملت ها از آنها را نیز افزایش خواهد داد."

او بدون آنکه به طور مشخص از واکنش جمهوری اسلامی به حمله احتمالی به سوریه سخن بگوید، تنها هشداری کلی داده و گفته است:" این آتش افروزی همچون جرقه ای در انبار باروت است که ابعاد و پیامدهای آن نامشخص خواهد بود. اگر چنین اقدامی انجام شود، آمریکایی ها قطعا همانند دخالت در عراق و افغانستان، ضرر خواهند کرد."

چنین هشداری مبنی بر احتمال گسترش ابعاد جنگ داخلی سوریه و درگیر کردن دیگر کشورهای منطقه ای در بحرانی به مراتب فراگیرتر، به عنوان یکی از پیامدهای احتمالی هر نوع مداخله نظامی در سوریه، در هفته ها و ماه های اخیر بارها از سوی دولتمردان و رسانه های کشورهای غربی نیز مطرح شده است.

"حرف از ما، عمل از شما"

از آغاز جنگ داخلی سوریه، و به ویژه در دوره هایی که احتمال مداخله نظامی آمریکا و متحدانش در سوریه چندان پررنگ نبوده، رهبران جمهوری اسلامی با صراحت به مراتب بیشتری نسبت به عواقب حمله به سوریه هشدار داده و از جمله تاکید کرده بودند که چنین اقدامی، نه تنها امنیت و موجودیت اسراییل، بلکه منافع آمریکا در سراسر جهان را به طور جدی به مخاطره خواهد افکند.

اما اکنون که شبح جنگ بیش از هر زمان دیگری سایه اش را بر فراز سوریه گسترانده، نشانی از آن تهدیدها و هشدارهای صریح از سوی رهبران جمهوری اسلامی دیده نمی شود.

نظامیان ارتش آزاد سوریه از خودروهای سازمان ملل در بازدید از اماکنی که هدف حملات شیمیایی قرار گرفته اند، حفاظت می‌کنند

آیت الله خامنه ای روز چهارشنبه در دیدار حسن روحانی و اعضای دولتش گفته است شرط تحقق سیاست خارجی در طراز جمهوری اسلامی آن است که " در این عرصه، عزت، حکمت و مصلحت به درستی فهم و اجرا شود."

این خویشتنداری و احتیاط، نه تنها از سوی دولت جدیدی که با شعار اعتدال، تنش زدایی و همزیستی مسالمت آمیز روی کار آمده، بلکه حتی از سوی تندروترین لایه های قدرت در جمهوری اسلامی نیز دیده می شود.

حسین شریعتمداری، نماینده آیت الله خامنه ای در موسسه کیهان، در سرمقاله شماره روز چهارشنبه ۶ شهریور روزنامه کیهان، به رغم آنکه از فرارسیدن "روز واقعه" و "زمان انتقام" خبر داده و کوشیده شدت لحنی مشابه مقالات گذشته اش در همین زمینه را حفظ کند، اما در عمل نه تنها از ضرورت واکنش رسمی ایران به یک مداخله نظامی در سوریه سخنی نگفته، بلکه برعکس کوشیده چنین وظیفه ای را به "جهان اسلام" و "ملت های مسلمان" محول کند.
مضمون یادداشت به ظاهر هشدار دهنده و تند نماینده رهبر جمهوری اسلامی در روزنامه کیهان، که در محافل سیاسی و مطبوعاتی بازتاب دهنده دیدگاه های تندروترین لایه های حکومت و از جمله فرماندهان سپاه پاسداران محسوب می شود، در نهایت چیزی جز این نیست که مقاومت در برابر حمله آمریکا و متحدانش به سوریه، نه وظیفه جمهوری اسلامی و گروه های نزدیک به آن مانند حزب الله، بلکه وظیفه عمومی "ملت های مسلمانی" است که از "فتنه ‌انگیزی‌های آمریکا و اسرائیل و برخی کشورهای عربی به تنگ آمده‌اند."

ناگفته پیداست که "جهان اسلام" مطلوب نماینده رهبر جمهوری اسلامی، وجود خارجی ندارد و اختلاف نظرها و منافع در میان کشورهای مسلمان بر سر وضعیت کنونی و آینده سوریه به مراتب بیشتر از آن است که زمینه ای حداقلی برای اجماعی حتی نسبی را برای نشان دادن واکنشی هماهنگ و همسو به مداخله نظامی غرب در جنگ داخلی سوریه فراهم سازد.

گذشته را می توان تکرار کرد؟

بنابراین محول کردن وظیفه "گرفتن انتقام" به مجموعه ای ناهمگون، یا به توصیف رهبر جمهوری اسلامی، انبار باروت، بیشتر از آنکه معنایی ایجابی برای واکنشی فعالانه قلمداد شود، وجهی سلبی دارد که هدفش توجیه و تبیین سکوت و خودداری از نشان دادن هر نوع واکنش فراتر از محکومیت ها و رجزخوانی های کلامی است.
طبیعی است که هر چه دامنه عملیات احتمالی نظامی علیه سوریه کوچک تر باشد، راه رهبران جمهوری اسلامی برای پیمودن این مسیر هموارتر خواهد بود و هرچه این عملیات از یک "اقدام تنبیهی" به یک عملیات نظامی گسترده و در نهایت یک جنگ فرا رود، کار حامیان بشار اسد در تهران دشوارتر و دشوارتر خواهد شد.

با این همه، هنوز هیچ نشانه ای دیده نمی شود که حتی در بدترین حالت ممکن، یعنی مداخله تمام عیار نظامی و سرنگونی حکومت بشار اسد نیز جمهوری اسلامی، واکنش هایش را از حوزه حرف به عمل برکشاند و یا حتی گروه های نزدیک و متحد خود در منطقه از جمله حزب الله لبنان را بیش از اندازه به مخاطره اندازد.

رهبران جمهوری اسلامی، دست کم در سه مورد آشکار دیگر چنین کرده اند. در دو مورد که از قضا در همسایگی ایران اتفاق افتاد، یعنی حمله به عراق و افغانستان، تصمیم گیران حتی فراتر از سکوت، با خرسندی شاهد سرنگونی صدام و طالبان بودند و با مهاجمان به گفت و گو نیز نشستند.

نمونه سوم و اخیر، جنگ ۳۳ روزه اسراییل و حزب الله است.

در تفاوت وضعیت سوریه با عراق و افغانستان پیش از حمله آمریکا و متحدانش برای جمهوری اسلامی تردیدی نیست. ایران هم با حکومت صدام حسین مشکل داشت و هم با طالبان. سال ها در میان مخالفان این دو، سرمایه گذاری کرده و نفوذی چشمگیر در میان آنان داشت و سرنگونی حکومت های وقت در آن دو کشور را آرزو می کرد.

سوریه اما برعکس، به نمونه سوم شبیه تر است. ایران مهم ترین متحد منطقه ای حکومت این کشور است و در میان مخالفان سوری هم هیچ نفوذ و یا حتی هواداری ندارد.

درس عبرتی برای ایران؟

هر اقدام ایران، می تواند واکنش اسراییل را در پی داشته باشد و بسیار زودتر از آنکه کسی به خود بیاید شعله های جنگی بزرگ را بیفروزد؛ امری که کمتر کسی اکنون به دنبال آن است.

از آن گذشته، بسیاری موضع گیری غرب در قبال بحران سوریه را در نهایت در چارچوب مناسبات غرب و جمهوری اسلامی ایران می بینند و درک می کنند.
از این دیدگاه، حمله به سوریه هرچند که ممکن است با توجیه حل مشکل جنگ داخلی ۲۸ ماهه و سرنوشت بشار اسد صورت گیرد، اما در نهایت پیامی است صریح به ایران تا تکلیف فعالیت های اتمی و موشکی اش را سریع تر روشن کند.

ایران نه تنها کمک های سیاسی و مالی عمده ای در اختیار حکومت بشار اسد قرار داده، بلکه از سوی غرب و کشورهای عرب منطقه متهم شده که با ارسال سلاح و حتی نیروی نظامی در کنار حزب الله لبنان، در تغییر وضعیت جنگ داخلی سوریه و تثبیت موقعیت ارتش این کشور نقشی عمده بازی کرده است.

برای آنان که ارتباطی مستقیم میان بحران سوریه و آینده مناسبات غرب و ایران می جویند، این میزان از سرمایه گذاری در جنگی که تلفاتش تا کنون از مرز صد هزار تن گذشته است، به معنای آن است که رهبران جمهوری اسلامی نیز سوریه را همچون یکی از آخرین سنگرهای دفاعی خود می بینند.

سوریه اما تنها جبهه گشوده شده علیه ایران نیست. تحریم های اقتصادی بی سابقه اعمال شده هم کار را دشوار کرده است.

مقاومت مسالمت آمیز

انتخاب حسن روحانی به عنوان رییس جمهوری، از یک منظر زاییده همین تنگنا است. او که با شعار تدبیر و امید دولت را در دست گرفته، امیدوار است از شدت برخوردها بکاهد و راهی میانه بیابد تا هم از شدت تحریم ها کاسته شود و هم ایران بتواند به نوعی برنامه اتمی خود را پیگیری کند.

وزیر امور خارجه ایران گفته است رفع نگرانی های غرب از برنامه های اتمی ایران، به سود ایران است

او در دیدار روز چهارشنبه با آیت الله خامنه ای در همین باره گفته است:" دولت در عرصه بین المللی، همزمان، از زبان همزیستی مسالمت آمیز و زبان مقاومت و ایستادگی استفاده خواهد کرد."

به نظر می رسد آقای روحانی در اولین اقدامات مرتبط با حوزه سیاست خارجی و پرونده اتمی ایران، کوشیده این پیام را مخاطبان خود بدهد که ایران مصمم است این بار مذاکرات هسته ای را با کادری تکنوکرات و نه ایدئولوژیک پیش ببرد.

انتخاب محمد جواد ظریف به عنوان وزیر امور خارجه و انتصاب علی اکبر صالحی، وزیر پیشین امور خارجه به ریاست سازمان انرژی اتمی ایران و رضا نجفی، رئیس پیشین اداره خلع سلاح و امنیت بین المللی وزارت امور خارجه به عنوان نماینده ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی، در این چارچوب قابل ارزیابی است.

محمد جواد ظریف نه تنها گفته است رفع نگرانی های غرب از برنامه های اتمی ایران، به سود ایران است بلکه درست در زمانی که دولت بریتانیا در تدارک آغاز عملیات نظامی علیه حکومت بشار اسد است، از آمادگی جمهوری اسلامی برای بهبود روابط با بریتانیا سخن گفته است.

همه این اقدامات می تواند نشانه دیگری از آن باشد که جمهوری اسلامی در پی کاستن از شدت منازعات و تلطیف مناسبات خارجی خود است و از جمله می کوشد پیامدهای بحران سوریه را چنان کنترل کند که موقعیت ایران در مذاکرات هسته ای چندان به تضعیف موقعیت بشار اسد در سوریه و یا حتی سرنگونی او گره نخورده باشد.

۱۳۹۲ شهریور ۱۲, سه‌شنبه

دادگاه "مصط.فی بردبار" از نوکیشان مسیحی بازداشت شده که در حال حاظر به همراه تنی دیگر از مسیحیان زندانی در بند 350 زندان اوین بسر می برد، در تهران برگزار گردید.
به نقل از گزارشگران « محبت نیوز » ،  دادگاه محمد هادی (مصطفی) بردبار از نوکیشان مسیحی ساکن رشت که در ایام کریسمس سال گذشته (پنجشنبه مورخ 7 دی ماه 1391 برابر با 27 دسامبر2012) دستگیر شده بود صبح روز یکشنبه 19 خرداد 1392 (برابر با 9 جون 2013) در شعبه 26 دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی پیرعباسی برگزار شد.
دادگاه اتهام این نوکیش مسیحی را " تبانی و اجتماع و شركت در جلسات كليساي خانگي" عنوان کرده است که به گفته «شیما قوشه» عضو کمیسیون حقوق بشر ایران و وکیل مدافع وی، اتهاماتی است که در صورت محکومیت با نظر قاضی از ٢ تا ١٠ سال حبس بدنبال خواهد داشت. اما حکم قطعی وی از سوی مراجع قضایی تاکنون اعلام نشده است.
"مصطفی بردبار" دقایقی پیش از برگزاری دادگاه در حالیکه لباس زندان بر تن داشته و بر دستان او دست‌بند زده شده بود موفق شد تا با پدر و مادر خود ملاقات داشته باشد، اما به جز وکیل مدافع، از ورود پدر و مادر او به جلسه دادگاه جلوگیری شد. وی هم اکنون در بند 350 زندان اوین نگهداری می‌شود و در کنار سایر زندانیان مسیحی از جملهفرشید فتحی ، سعید عابدینی و علیرضا سیدیان است.
وی که متولد سال 1365 خورشیدی است پس از یورش ماموران امنیتی لباس شخصی به محل گردهمایی جمعی از نوکیشان مسیحی که بمناسبت فرا رسیدن كریسمس و سال نو میلادی دورهم گرد آمده بودند، بازداشت شد.
«مصطفی بردبار» پیش از این نیز در سال ۱۳۸۸ در شهرستان رشت به اتهام گرویدن به مسیحیت و حضور در كلیسای خانگی توسط ماموران امنیتی بازداشت شد . وی همچنین از سوی بازپرسی شعبه یک محکوم به «ارتداد» و پس از طی مراحل دادگاهی به قید وثیقه آزاد و این محکومیت نیز به عنوان سابقه کیفری در پرونده ایشان درج شده است .( سند در محبت نیوز محفوظ است )
اما در ایران قاضی پیرعباسی که به «متخصص محرومیت و تبعید» شهرت دارد، وی همان قاضی است که «سعید عابدینی» کشیش زندانی ایرانی مقیم آمریکا را در بهمن سال 1391 در داگاهی به اتهام تشکیل کلیسای‌های خانگی به قصد برهم زدن امنیت ملی به هشت سال حبس تعزیری محکوم کرد .
لازم به ذکر است پیش از این اخباری منتشر شده بود که مصطفی بردبار و دو تن از نوکیشان مسیحی دیگر به نامهای فرشید فتحی و علیرضا سیدیان که به دليل فعاليت‌های مسيحی خود در بند ۳۵۰ زندان اوين، دوران محکوميت خود را بسر ميبرند، با ارسال پيامی ضمن تبريک پيروزی اقای روحانی در انتخابات رياست جمهوری، نوشته اند امیدواریم «در دوران رياست جمهوری شما، بخاطر ايمان به عيسی مسيح و انجيل او، مجبور به تحمل رنج زندان نباشيم.


این سه نوکیش مسیحی در بخشی از نامه شان خطاب به آقای روحانی نوشته اند «حضور شما دراین مقام خطیر، به مدد الهی باعث سرافرازی دوباره نام ایران زمین وبازگشت آزادی به اقلیت های مذهبی، خصوصن مسیحیان گردد.»
- ایران از بزرگترین ناقضان آزادی مذهب در جهان


کمیسیون آمریکایی آزادی مذهب که وضعیت آزادی های مذهبی در کشورهای مختلف جهان را رصد می کند، در گزارش سالانه خود، ایران را به همراه ۱۴ کشور دیگر جهان در شمار بزرگ‌ترین ناقضان مذهب در جهان معرفی کرد. در این گزارش ایران به مواردی مانند «زیرپا گذاشتن پی‌درپی آزادی‌های اقلیت‌های مذهبی»، «بازداشت و آزارایمانداران و نوکیشان مذاهب و دین‌های گوناگون» و «ایجاد فضای ترس و هراس» متهم شده است. با در نظر گرفتن اینکه طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به طور صریح در مورد آزادی ادیان و پیروان مذاهب غیر اسلامی تاکید شده اما جمهوری اسلامی در عمل نشان داده نه تنها به قوانین داخلی خود بی توجه است، کمترین التزامی به اجرای معاهدات بین المللی را ندارد.

اعتراف احمدی مقدم پس از ۴ سال: ماشین نیروی انتظامی از روی شهروندان رد شد

چکیده :شکستن شیشه اتومبیل ها، خشونت عریان علیه شهروندان معترض، شکنجه و رفتارهای غیرانسانی با بازداشت شدگان، کشتن مردم بی گناه و .. از جمله اقداماتی است که از سوی نیروهای انتظامی و لباس شخصی ها اعمال شد و تاکنون هیچ مقام رسمی مسئولیت آن را قبول نکرده بود. اما اینک احمدی مقدم مسئولیت قتل شهروندان توسط ماشین نیروی انتظامی را پذیرفته است. ...

 سردار احمدی مقدم که پیش از این ادعا کرده بود هیچ تصویری در خصوص زیر گرفتن مردم توسط خودرو پلیس وجود ندارد، این بار اعتراف کرده که سرباز نیروی انتظامی با دنده عقب از روی یکی از شهروندان رد شده و ناجااز خانواده او دلجویی کرده است.
شهرام (عباس) فرج زاده طارانی، شبنم سهرابی و شاهرخ رحمانی سه شهروندی بودند که ماشین نیروی انتظامی از روی آنان عبور کرد و کشته شدند اما تا امروز کسی مسئولیت این قتل را برعهده نگرفته
این اعتراف دیر هنگام در حالی صورت می گیرد که لیلا توسلی، شاعد عینی حوادث عاشورای سال ٨٨ در میدان ولیعصر بود، که به دلیل اعلام شهادت در مورد زیر گرفته شدن یکی از شهروندان معترض توسط خودروی نیروی انتظامی به دو سال زندان محکوم گردید.
این در حالی است که طی چهار سال گذشته مسئولان بارها روایت های نادرستی از فاجعه ای که برای کشور آفریدند و حتی کسی حاضر به قبول مسئولیت نشد. اینک نیز فرمانده ناجا مقصر این جنایت را سربازی می داند که با دیدن جمعیت خواسته است دنده عقب برود.
این اعتراف دیر هنگام در حالی صورت می گیرد که لیلا توسلی، شاعد عینی حوادث عاشورای سال ٨٨ در میدان ولیعصر به دلیل اعلام شهادت در مورد زیر گرفته شدن یکی از شهروندان توسط خودروی نیروی انتظامی به دو سال زندان محکوم گردید.
شکستن شیشه اتومبیل ها، خشونت عریان علیه شهروندان معترض، شکنجه و رفتارهای غیرانسانی با بازداشت شدگان، کشتن مردم بی گناه و .. از جمله اقداماتی است که از سوی نیروهای انتظامی و لباس شخصی ها اعمال شد و تاکنون هیچ مقام رسمی مسئولیت آن را قبول نکرده بود. اما اینک احمدی مقدم مسئولیت قتل شهروندان توسط ماشین نیروی انتظامی را پذیرفته است.
سردار احمدی مقدم که بعد از عاشورای تهران با خط و نشان کشیدن برای مردم آنان را تهدید به اعمال خشونت بیشتر کرده بود، این بار با اما کاملا تغییر لحن داده و گفته است: خود من اعلام کردم این حادثه درباره هر کسی رخ داده بیاید بگوید اما کسی را پیدا نکردیم، اخیرا کسی را پیدا کردیم با شواهد و قرائن. بچه‌ها این احتمال قوی را دادند که آنچه این خانم ادعا می‌کند درست است. پزشکی قانونی او را به‌عنوان متوفی در تصادفات و ناشناس اعلام کرده بود
وی مدعی است که میدان ‌ولیعصر با قضیه عاشورا متفاوت است، عاشورا چیز دیگری بود؛ آنچه روی سایت‌ها رفت در میدان ولیعصر(عج) در ابتدای خیابان بلوار کشاورز بود. یک وانت نیروی انتظامی ‌از روی یک نفر عبور کرد.
فرمانده ناجا در گفت و گو با مثلث گفته است: حقیقت ماجرا این است که ما خیلی در پزشکی قانونی و بیمارستان‌های اطراف گشتیم کسی را در این‌باره پیدا نکردیم. آن وانت دنده عقب آمد و از روی یک نفر رد شد، اما ماجرا این بود که ماشین دست‌ یک سرباز بود، وقتی به شلوغی بر‌می‌خورد دنده عقب می‌گیرد که در این هنگام یک نفر زیر چرخ ماشین می‌رود. واقعا هم هرچه گشتیم کسی را پیدا نکردیم. چند‌ماه قبل اواخر سال ۹۱ بود که اطلاع دادند یک خانواده‌ای پیدا شده که ادعا دارد شوهرش در جریانات سال ۸۸ به چنین شکلی کشته شده. اتفاقا دوستان رفتند و رسیدگی کردند و دیدند این همان فرد است،خانواده آن بنده خدا هم نمی‌دانستند که این همان اتفاق است. فکر می‌کردند آن فرد در جایی تصادف کرده و مردم او را به بیمارستان بردند که فوت می‌کند. بعد پزشکی قانونی به خانواده او برای شناسایی اطلاع می‌دهد تا مشخص شود متوفی متعلق به خانواده آنهاست یا خیر؟ خانواده متوفی می‌روند او را شناسایی می‌کنند. وقتی مشخص شد که فرد متوفی این حادثه کیست، بچه‌ها را فرستادیم دلجویی و جبران کنند و حتی برای تشکیل پرونده کمک کردیم. البته انجام وظیفه بود.
این در حالی است که بعد از عاشورای تهران فرمانده ناجا گفت: “هیچ تصویری مبنی بر رد شدن خودروی نیروی انتظامی از روی معترضین در روز عاشورا وجود ندارد” و به خبرنگاران گفت که دروغ نگویند و آنها را تهدید کرد که دیگر حق ندارند سئوال‌های دروغ بپرسند.
همچنین ناجا در اطلاعیه خود این فیلم را جعلی دانسته و اعلام کرده که صحت آن را مورد بررسی قرار می دهد، این در حالی بود که فیلم برخورد ماشین نیروی انتظامی با یکی از معترضین و عبور یکی دیگر از ماشین ها از روی فرد مصدوم، در سطح بسیار گسترده در فضای اینترنت و رسانه های خارجی منتشر شده بود.

نامه زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین به آملی لاریجانی: شاهد مرگ تدریجی یکی از همبندیان خود هستیم



 زندانی سیاسی محبوس در بن 350 زندان اوین در نامه ای به آملی لاریجانی درباره ی وضعیت سیدحسین رونقی، همبندی خود که در اعتصاب غذا به سر می برد با نگرانی اعلام کرده اند که چه بسا این هشدار نامه عنقریب به شهادت نامه‌ای جدید تبدیل گردد: ما مصرانه درخواست می‌کنیم تا دیر نشده و انسانی قربانی بی‌تدبیری‌ها و اهمال‌های مسئولین دادستانی تهران نشده است اقدام کنید که ممکن است فردا خیلی دیر باشد....